درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
دوشنبه 23 شهریور 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

پروردگارا

             داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم

                            

چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.

 

خدایا سرنوشتم را زیبا ساز،کمکم کن که هر چه را تو دیر خواهی زود نخواهم وهرچه را تو زود خواهی من دیر نخواهم.





نوع مطلب : خوش آمدید، 
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد،
لینک های مرتبط :
شنبه 3 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خدا 

اگر حق با شماست ، به خشمگین شدن نیازی نیست؛ 
اگر حق با شما نیست ٬ هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!
صبوری با خانواده٬ عشق است،
صبوری با دیگران٬ احترام است،
صبوری با خود٬ اعتماد به نفس است 
و صبوری در راه خدا، ایمان است.
اندیشیدن به گذشته٬ اندوه 
و اندیشیدن به آینده ٬ هراس می آورد٬
 به حال بیاندیش ٬ تا لذت را به ارمغان آورد.
 در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا؛
 زیرا هر آنچه زیباست ، همیشه خوب است
سفید پوش ها اهل معنویتند.
زندگی ای با صداقت و سادگی
این مهربانان دقیق و مرتب هستند
آن ها دنیای ذهنی جالب و قابل احترامی دارند و به عقاید دیگران احترام می گذارند...




نوع مطلب : جهان بینی، مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 2 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خالق بخشنده
این جلسه ، جلسه دوم از دور دوم لژیون با استادی خانم نرگس ودبیری خانم مهسا با دستور جلسه ی جهان بینی ۲(قسمت سوم) در تاریخ ۹۴/۱۰/۲۷ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
ابتدا استاد سخنرانی کردند:
وقتی شخص تمام زور خودش را می زند و تمام راه های ممکن را می رود ولی نمی تواند به هدفش برسد نا امید می شود.
نا امیدی اثر غم و اندوه خارج از تحمل وتجلی بار غمی است که نمی توانیم زمین بگذاریم و نه می توانیم به دوش بکشیم که بدون غم و اندوه به وجود نمی آید که شخص را در یک زندان نامرئی زمین گیر می کند .همه ظاهرا می بینند که خیلی راحت می تواند به همه جا برود 



ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، جهان بینی ۲،
لینک های مرتبط :
به نام خدای مهربان 
خانم آمنه ی عزیز 
تلاش شما در مدت کوتاهی که داشتید ،نتیجه داد .قبولی شما در آزمون کمک راهنمایی را به شما تبریک می گوییم .شما نشان دادید که خواستن توانستن است . همه ی کسانی که روزی ما را به خاطر تخریب هایی که داشتیم به هیچ می انگاشتند در تحیر و ناباوری بمانند وقدرت بی انتهای انسان را نظاره کنند .خدمت کمک راهنمایی نصیب و روزی هر کسی نمی شود و خدا می داند که نصیب چه کسی شود بهتر است .
برای شما پیروزی روز افزون از خدای متعال در این امر مهم ودر زندگیتان خواستاریم .
از طرف اعضای لژیون خانم نرگس




نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 26 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام خدای بی همتا

داستانهای پادشاهان پیشگوی پادشاه حکایت پیشگویی برای پادشاه dastan padeshah nhsjhk \hnahi


داستان زیبا و آموزنده پیشگویی برای پادشاه نادان

روزی پیش گوی پادشاهی به او گفت که در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد افتاد.  پادشاه از شنیدن این پیش گویی خوشحال شد. چرا که می توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند. پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکم ترین قلعه را برایش بسازند.

معماران بی درنگ بی آن که هیچ سهل انگاری و معطلی نشان بدهند، دست به کار شدند. آنها از مکان های مختلف سنگ های محکم و بزرگ را به آنجا منتقل کردند و روز و شب به ساختن قلعه پرداختند. سرانجام یک روز پیش از روز مقرر قلعه آماده شد. پادشاه از قلعه راضی شد و با خوش قولی و شرافتمندانه به همه معماران جایزه داد. سپس ورزیده ترین پاسداران خود را در اطراف قلعه گماشت.




ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام خدای بی همتا
نتیجه تصویری برای تصاویر ساختن رویا
خانوم «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه پیشین آمریكا می‌گه:

«تو بچگی، پدرم همیشه از کنار كاخ سفید منو می‌برد مدرسه و می‌گفت:
 
این‌جا محل كار آینده تو است.او حتی عكس‌های كاخ سفید رو تو اتاقم نصب
 
كرده بود...








ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب آموزنده، برداشت ها، 
برچسب ها : کنگره۶۰، بهترین راه، مطالب اموزنده،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 دی 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خالق بی همتا
این جلسه ،جلسه ی اول از دور دوم جلسه لژیون با استادی خانم نرگس و دبیری خانم مهسا با دستور جلسه ی جزوه ی جهان بینی ۲(بخش اول) در تاریخ۱۳\۱۰\۹۴ رأس ساعت ۱۶:۳۰آغاز به کار کرد.
ابتدا اعضای لژیون مشارکت کردند:
همسفر مریم:برای بازی کردن حتما باید قوانین آن را دانست،اگر قوانین را ندانیم هم خود و هم اطرافیان را دچار مشکل خواهیم کرد.
ما در کنگره با قوانین زندگی آشنا می شویم.حال این سوال پیش می آید که نقش حس در توقف فرآیند دانایی چیست ؟ همان طور که می دانیم نفس اماره همواره در تلاش است تااز رشد دانایی به خصوص دانایی موثر جلوگیری کند.دانایی از سه ضلع تجربه ،تفکر و آموزش تشکیل شده که این سه ضلع باید به یک اندازه رشد کنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، گزارش لژیون، جهان بینی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام خدای مهربان


بهلول و آب انگور

حکایت آموزنده: بهلول و آب انگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....

بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم.

 آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!


لعنت بر شیطان

داستان کوتاه:لعنت بر شیطان

گفتم: «لعنت بر شیطان»!
لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد:

«نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنتنکن!»
گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟»
در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان...





نوع مطلب : جهان بینی، داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام خدا


داستان آموزنده:عصر یخبندان

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.

 خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند ...

 ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند ولی با این وضع از سرما یخ زده می مردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند: یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین محو گردد...

 دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.

 آموختند که با زخم های کوچکی که از همزیستی بسیار نزدیک با کسی بوجود می آید کنار بیایند

 و زندگی کنند چون گرمای وجود آنها مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند .

  بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید...





نوع مطلب : جهان بینی، داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 دی 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خدای هستی بخش
این جلسه اول از دور دوم جلسه لژیون با استادی خانم نرگس با دستور جلسه ی سی دی چله نشینی در تاریخ ۶\۱۰\۹۴ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
استاد ابتدا از جزوه ی جهان بینی ۱،سی دی خوی وحشی و وادی اول امتحان گرفتند سپس درباره ی جواب درست سوالات توضیحاتی ارائه نمودند وبعد ازآن از دوستان خواستند در مورد دستور جلسه مشارکت کنند:
همسفر خدیجه:در روابط بین ما هر جایی که دعوا بخواهد شروع شود آنجا آستانه ی آشوب است.کسانیکه به دنیای تازه می خواهند قدم بگذارند 


ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، جهان بینی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام قدرت مطلق الله

 به این فكر می‌كردم كه چرا ما خود را در میان چهاردیواری قالب‌هایی از تعلقات، اسیر كرده‌ایم و دیوارهای این قالب‌ها را آن‌قدر بلند ساخته‌ایم كه گریز از آن دشوار است؟ اگر هم دریچه‌ای باز شود باز خود را در قالبی دیگر با دیواری بلندتر می‌اندازیم. همه ما وقتی در ظواهر عمیق می‌شویم در واقع به دیواركشی در دور و بر آن می‌پردازیم، مات و مبهوت، چسبیده به زمین، آرزومند ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، برداشت ها، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، بهترین راه، جهان بینی،
لینک های مرتبط :
به نام خد ا
نتیجه تصویری برای تصاویر زیبا و آموزنده

انگیزه بسیاری از رفتارهای ما شاد شدن است

  نصایح خردمندان جامعه ما و نوشته‌ها و گفته‌های تجربی بسیاری، حاکی برای آن است که همه می‌توانند با  توجه کردن و عمل نمودن به هر یک از موارد زیر شادی خود را افزایش دهند:


سالم  ماندن و از سلامتی خود مواظبت کردن.
امنیت داشتن در خانه، محل زندگی، محل کار و جامعه.
معنی‌دار کردن زندگی با داشتن آرزو و دنبال کردن هدفی ارزشمند و دست یافتنی.




ادامه مطلب


نوع مطلب : برداشت ها، مطالب آموزنده، جهان بینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام خدا 
تولدیک سال رهایی خانم آمنه را به خودشان خانواده ی محترمشان وخانم نرگس وراهنمای مسافرشان تبریک می گوییم وبرایشان آرزوی بهترین ها را می کنیم.
http://www.up-pic60.ir/upload/7hfs5y2c1o2z4yuwfu.jpg

485nu3cm11hb6w1v5ofj.jpg

از طرف اعضای لژیون خانم نرگس





نوع مطلب : تولدهای لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 دی 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﺍﺯ ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻭﻣﺤﺒﺖ ﭘﺸﺖ
ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ 
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
 ﺁﺩﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻪ بهشت می رفت...
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ. 
ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺎﺗﺸﺮﯾﻔﺎﺕ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺸﺪ. 
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﺳﺮﯾﻌﯽ ﺑﻪ ﻟﯿﺴﺖ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ
ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ. 
ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﺩﻋﻮﺕﻧﺎﻣﻪ ﯾﺎ ﮐﺎﺭﺕ
ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺮﺳﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﺍﺭﺩ
ﺷﻮﺩ .ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﺎﻧﺪ . 
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺑﺎﺧﺸﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﯾﻘﻪ ﭘﻄﺮﺱ ﻗﺪﯾﺲ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﭘﻄﺮﺱ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﺑﻠﯿﺲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺸﻢ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ :ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﻩ. ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ...ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻭ
ﺩﻟﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺣﺎﻻ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .. ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻨﺪ .ﺩﻭﺯﺥ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎﻧﯿﺴﺖ !!! ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﭘﺲﺑﮕﯿﺮﯾﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺍﻭﯼ ﻗﺼﻪ ﺍﺵ ﺭﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ )): ﺑﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﻋﺸﻘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ
ﺑﻨﺎ به ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ... ﺧﻮﺩ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪ...

نویسنده:همسفر مهسا




نوع مطلب : داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 دی 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خداوند مهربان
این جلسه چهاردهمین جلسه لژیون با استادی خانم نرگس بادستور جلسه ی جهان بینی (قسمت دوم)در تاریخ ۲۹\۹\۹۴ رأس ساعت۱۶:۳۰ آغاز به کارکرد.
ابتدا اعضای لژیون مشارکت کردند:
همسفر خدیجه:ذرات ناخالص یاشیطان از رشد دانایی جلوگیری می کنند.مثلا من شخصا وقتی روی جهان بینی ام کار می کنم نفسم از این کار جلوگیری می کند.
همسفر نجمه:مراتب دانایی به سه بخش تقسیم می شوند:۱-علم الیقین:یعنی اطلاعاتمان در حد اطلاعات عمومی است.مثلا همه می دانیم مرده ترسی نداردولی اگر بخواهیم شب را در کنار یک جنازه سپری کنیم،آیا واقعا می توانیمخواب شیرینی داشته باشیم؟



ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، درمان اعتیاد .گزارش لژیون.جهان بینی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 دی 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
پادشاهی وزیری داشت كه هر اتفاقی می افتادمیگفت:خیراست‼️
روزی دست پادشاه درسنگلاخها گیركرد ومجبور شدند انگشتش را قطع كنند،وزیردر صحنه حاضر بودگفت:خیراست

پادشاه ازدرد به خود میپیچید،از رفتار وزیر عصبی شد،اورا به زندان انداخت،۱سال بعد پادشاه كه برای شكار به كوه رفته بود،در دام قبیله ای گرفتارشد كه بنا بر اعتقادات خود،هرسال ۱نفررا كه دینش باانها مختلف بود،سر میبرندو لازمه اعدام ان شخص این بودكه بدنش سالم باشد 
وقتی دیدند اسیر،یكی از انگشتانش قطع شده،وی را رها كردند 
انجا بود كه پادشاه به یاد حرف وزیر افتاد كه زمان قطع انگشتش گفته بود:خیر است❗️
پادشاه دستور ازادی وزیر را داد 
وقتی وزیر ازاد شد و ماجرای اسارت پادشاه را از زبان اوشنید،گفت:خیراست❗️
پادشاه گفت:دیگرچرا⁉️❗️
وزیر گفت:از این جهت خیراست كه اگرمرا به زندان نینداخته بودی و زمان اسارت به همراهت بودم،مرا به جای تو اعدام میكردند......
....در طریقت هر چه پیش سالك آید خیر اوست 
در صراط مستقیم ای دل كسی گمراه نیست....
همسفرمهسا




نوع مطلب : داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic