تبلیغات
گلستان معرفت - گزارش لژیون همسفران درتاریخ ۹۴/۱۰/۲۷
درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
جمعه 2 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خالق بخشنده
این جلسه ، جلسه دوم از دور دوم لژیون با استادی خانم نرگس ودبیری خانم مهسا با دستور جلسه ی جهان بینی ۲(قسمت سوم) در تاریخ ۹۴/۱۰/۲۷ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
ابتدا استاد سخنرانی کردند:
وقتی شخص تمام زور خودش را می زند و تمام راه های ممکن را می رود ولی نمی تواند به هدفش برسد نا امید می شود.
نا امیدی اثر غم و اندوه خارج از تحمل وتجلی بار غمی است که نمی توانیم زمین بگذاریم و نه می توانیم به دوش بکشیم که بدون غم و اندوه به وجود نمی آید که شخص را در یک زندان نامرئی زمین گیر می کند .همه ظاهرا می بینند که خیلی راحت می تواند به همه جا برود 

،همه چیز را تجربه کند،در جمع حضور پیدا کند ولی در واقع هیچ کاری نمی تواند بکند چون دچار ناامیدی شده است.
وقتی ناامیدی سراغ انسان می آید اول شخص تصورات گذشته را در ذهن می آورد که وای من چه بودم وچه شدم .بعد تصاویر حال را پیش خودش مجسم می کند که چه قدر بدبخت شدم به چه روز سیاهی افتادم و... . بعد تصاویر آینده را تصور می کند و می گوید دیگر از من کاری ساخته نیست،روزی را تصور می کند که دارد نفس های آخرش را می کشد وبا بدبختی در حال مرگ است و می بیند هیچ راه امیدی هم نیست و از این حرف ها پیش خودش می زند.شخصی که این حرف ها را می زند شدیدا دچار نا امیدی شده است.
معمولا آدم هایی که نا امید می شوند از چیز هایی دفاع می کند که همان چیزها ناامیدی را برایشان به وجود آورده و تشدید کرده است مثل آهنگ های مخربی که ناامیدمان می کند ،یا بار اضافه یا دوستان بی فایده .
برای از بین بردن ناامیدی در خلاف جهت ناامیدی باید حرکت کرد و نمادش هم خانه تکانی است که هم باید خانه تکانی درون داشته باشیم هم خانه تکانی بیرون.خانه تکانی باعث می شود احساس زنده بودن و زندگی کردن دوباره در ما زنده شود.محصولات ناامیدی :لجاجت ،یک دندگی،انزوا طلبی ، افسردگی ،خواب سنگین ونامتعادل ،پرخوری ،دفاع از روابط ویرانگر ،بی حس و بی انگیزه بودن و احساس پوچی کردن.
حس ترس و ناامیدی دافعه و جاذبه ایجاد می کند یعنی ما از بعضی چیزها دور می شویم وبه بعضی چیزها ی دیگر نزدیک می شویم اما منیت در ما فقط حس دافعه ایجاد می کند یعنی دوست نداریم با کسی ارتباط داشته باشیم.منیت با غرور فرق دارد .ماباید برای کسانی که زورگو هستند و متجاوزین غرور داشته باشیم که این غرور عزت نفس وشرف وشخصیت ماست.اما منیت مریضی است.غرور را با کبر هم اشتباه نگیرید که کبر از همه خطرناک تر است،کسی که کبر دارد نسبت به کسی که منیت دارد نادان تر است .مثلا الاغی را در نظر بگیرید که مطمئن باشد اسب اصیل دونده است  که این الاغ دچار کبر شده ولی آن اسب بار کشی که فکر کند اسب اصیل دونده است چون فقط جایگاهش را بالاتر دیده دچار منیت شده است.یعنی کسی که منیت دارد نسبت به کسی که کبر دارد زودتر خوب می شود .کبر می گوید من فقط یکی هستم واز جنس من فقط یکی وجود دارد که این صفت خداوند است وهیچ کسی ندارد.اما در صفت منیت شخص انتظار احترام بیش از حد دارد و جایگاهش را بالاتر می داند مثل پرستاری که انتظار احترامی درحد دکتر را دارد ،اما همه می دانند که پرستار است و درهمان حد به او احترام می گذارند.منیت از نبود ظرفیت دانایی به وجود آمده یعنی فرد در چند مورد دچار نبوغی شده اما ظرفیت و دانایی اش به اندازه ی آن ها نیست و کمتر است.نشانه ی منیت این است که توانایی های ما برعلیه ما تمام می شود و با با نیروی خودمان ضربه فنی می شویم .کسی که کاری را بلد نیست نمی تواند دچار منیت شود.
منیت دوحالت زمینه ای و کلی دارد،زمینه ای حتی در راهنما ها هم می تواند به وجود آید در واقع می خواهد شأن کمک راهنماییش را حفظ کند ولی پایش را فراتر می گذارد که این باعث نزدیک نشدن رهجوها به او و رفتن آن ها از کنگره می شود.
کسی که منیت ،ترس ناامیدی دارد اشکالات را دربیرون می بینددر حالیکه در وجود خود اوست.
توجه بیش از حد و اعتماد به نفس کاذبی که پدر ومادر ها به فرزندانشان می دهند،منیت را در آن ها به وجود می آورد ،بعد بچه به جامعه و مدرسه می رودو هما ن قدر احترام وتوجه را از معلم و دیگران انتظار دارد ولی بقیه او را در حدی که هست می بینندبعد پیش خانواده اش گریه می کند که هیچ کس من را دوست ندارد و...که این بلا را خانواده اش به سرش اورده اند.
کسی که دکترا و فوق دکترا دارد ممکن است دچار منیت شودیا کسی که زیباست و... ‌.
برای حل مشکل منیت زمینه ای فرد باید بگوید دست بالای دست بسیار است ومن در این زمینه پیشرفت کرده ام ودر زمینه های دیگر پیشرفتی نداشته ام.اما زیاد هم نباید نفس خود را تخریب کند.یعنی این حد فاصل را رعایت کند.
ترس از هر چیز داریم باید درستش کنیم وگرنه در بداری و خواب دست از سرمان بر نمی دارد.اما اول باید بفهمیم که ترسمان بازدارنده است یا نگهدارنده،ترس نگهدارنده خوب است و نهیبی است که عقل به ما می زند که مواظب خود باشیم.
که اگر نباشد دچار آسیب خواهیم شد.بچه هایی که سر نترس دارند به خاطر نداشتن این نوع ترس هستند.
وقتی ترسمان بازدارنده بود باید با آن روبه رو شویم که من به این ترس ترس توهمی می گویم چون وقتی ازش عبور نکرده ای یک اوجی دارد و وقتی عبور کنی فروکش می کند که در این حالت شادی زیادی به ما دست می دهد وضلع تفکر مان که به خاطر ترس متوقف شده رشد می کند.مثلا من سال ها از رانندگی می ترسیدم ولی وقتی با آن روبه رو شدم ترسم محو شد.
ناشناخته ها هم منشا ترس می توانند باشند.مثل ترس از آینده.که باعث می شود خیلی از انرژیمان تلف شود ونتوانیم درست تفکر کنیم.
یا ترس از مرگ که چون ناشناخته است می ترسیم وباید بدانیم لحظه ی فراغمان از این دنیا ست وترسی ندارد.
یا ترس از ،ازدست دادن زمان،جوانی و...که باید تفکرکنیم وشناخت پیدا کنیم کهباعث می شود معقول ومنطقی باآن برخورد کنیم.
تمای انسان ها در مقابل چیزی که بخواهد وضعیت فعلیشان را تغییر دهد مقاومت نشان می دهند حال چه مثبت باشد چه منفی.
میزان مقاومت در مقابل تغییرات منفی به دانایی ما وتغییرات مثبت به نادانی ما بستگی دارد یعنی اگر به کسی سیگار تعارف کنند میزان مقاومتش به دانایی ومهارت نه گفتنش بستگی دارد.
دو ابزار قوی که باعث نزدیک شده به هدف می شود تصاویر و اصوات هستند.وقتی دانایی پایین باشد نیروهای بازدارنده از آن ها برای به وجود آوردن حس ها منفی استفاده می کنند.ما باید از آن ها در جهت مثبت استفاده کنیم.مثلا صحنه های خوب مثل گرفتن گل رهایی را در ذهنمان مجسم کنیم.
بزرگترین مشکلمان درسفر دوم که همسفران در واقع سفر دومی هستند ،حس های منفی است .که حس های منفی یعنی منیت ترس ناامیدی.منشأ آن ها ۴چیز است :۱-ذرات ناخالص نفس۲-نفس گرسنه۳-عدم رشد دانایی ۴-خواسته ی درون.
اگر ذرات ناخالص نفس زیاد باشد به اصطلاح فرد بد ذات است.
در سفر دوم مثلا اگر شخص نفسش را گرسنه نگه داشته باشددر سفر دوم مشخص می شود.
 یا اگر دانایی اش پایین باشد نمی دان. چه طور با این حس ها برخورد کند ودرگیر این حس ها می شود.
خواسته ی درون هر فرد مخصوص خودش است که به خاطر آن دنیا آمده است.
مثلا شخصی که از کودکی آرزوی ثروت فراوان دارد وبعد معتاد شده واین آرزو یادش رفته بعد از رهایی باز یادش می آید وحس های منفی قیاس وحسادت هم سراغش می آید که باعث می شود فرد از راه نادرست پول به دست آورد.
۳قانون بین ذرات نفس است :۱-ذراتی که دارای خواسته و حس مشترکند همدیگر را جذب می کنند مثل ما که چون خواسته ی مشترک داریم در کنگره دور هم جمع شده ایم واگر کسی که به کنگره می آید خواسته وحسش با ما مشترک نباشد کم کمک از کنگره پرت می شود.هرخواسته ای بخواهد رشد کند یک حس بخصوصی به وجود می آورد که باعث جاذبه ودافعه بین ذرات می شود.
خواسته مانند هسته یا دانه ی گیاه است که همان طور که دانه به بستر مناسب برای شکوفایی نیاز دارد خواسته هم نیاز دارد.چه خواسته ی معقول و چه نامعقول.ما خیلی خواسته ها را دردرونمان داریم ولی چون بسترش فراهم نشده ،رشد نکرده مثلا باورود فرد بخصوصی در خانواده متوجه می شویم حسادت نیز داریم در حالیکه تا قبل از آن از آن بی خبر بودیم.
۲-هر وقت بستر مناسب فراهم شود ذراتی که دارای خواسته وحس مشترکند دور هم جمع شده وسیستم مشترکی برای رسیدن به خواسته ی خود تشکیل می دهند به آن ساختار می گویند.حس مشترک مولد ساختار است.
۳-ذرات نفس می دانند که ساختارهایشان باید باهم متحد شوند تا قدرتمندتر شوند وراحت تر وزود تر به خواسته یشان برسند وبه صورت شبکه ای عمل می کنند .
در ادامه تاکید کردند که سی دی ساختار درون و قوانین بین ذرات راکه مربوط به همین بخش است را گوش کنید.
انسان جهان اصغر است هرچیزی دردرونمان نمونه اش در بیرون است مثل سازمان مافیا که بسیار قدرتمند وثروتمند هستند ازروی ساختارهای بازدارنده ی درون ما الهام شده  وشخصی هم که ادراک و شناخت درستی دارد از روی ساختار درونش می تواند نمونه هایی در بیرون به وجود آورد مثل اختراع کامپیوتر.
چه چیز باعث می شود ساختارهای منفی در بیرون به وجود آید ؟خواسته ی نامعقول انسان ها.
مثلا فروشنده ها می گویند چون مردم تقاضای مانتو ها ی تنگ وچسبان دارند مانیز تولید کرده و می فروشیم.

ساختارها چه مثبت و چه منفی دو هدف دارند:۱-حفظ وبقای خود۲-رشد وتوسعه.
ماوقتی می خواهیم ساختار ناامیدی را از بین ببریم بقیه ی ساختار های منفی به کمکش می رون چون می دانند فردا نوبت خودشان می شود.
پس اگر می خواهی ساختار اعتیاد را نابود کنی شخص خیلی باید از نیروهاش استفاده کند تا بتواند آن ساختار را ازبین ببرد.
در دنیای بیرون ساختارهای منفی انرژیشان را از پول به دست می آورند و در درونمان انرژی را از ساختار های مثبت می دزدند.مثلا کسی که همیشه به شما انرژی منفی می دهد حتی اگر تلفن زد،شما طوری جوابش رابدهید که انرژیتان را ندزدد.
ساختارهای مثبت انرژی را از طریق تولید،خلق ،خدمت،افکار مثبت کم کم جمع می کنند.
ما جلوی رفتن انرژی را با داناییمان می گیریم.
سپس همسفر مریم مشارکت کردند:توانایی انجام کار را انرژی می گویند همه چیز انرژی دارد.انرژی از فردی به فرد دیگر منتقل می شود.
سپس همسفر نجمه اصل بقای انرژی را توضیح دادند.
همسفر مهسا: اگر آب استخر را انرژی در نظر بگیریم کثیفی یا تمیزی آب کیفیت انرژی است ومیزان آب موجود کمیت آن است.وقتی آب جریان یاد حس پدید می آید.
سپس استاد ادامه دادند:انرژی در همه جا وجود داردحتی در فضاهای خالی.انرژی باعث انجام کار می شود حتی حرف زدن هم انرژی می خواهد.مثلا اگرداریم غیبت می کنیم باید بدانیم احتمالا لقمه ای که خورده ایم اشکال داشته که انرژی به دست آمده اش انرژی درستی نبوده.
اصل بقای انرژی یعنی انرژی هیچ گاه از بین نمی رود بلکه از صورتی به صورت دیگر تبدیل می شود .انسان هم همین طور است هیچ گاه از بین نمی رود فقط از صورتی به صورت دیگر تبدیل می شود واین به خاطر متکامل شدن انسان است‌.
ماهیت انرژی ما در این دنیا متناسب این دنیاست و در دنیای هم همین طور.
حس معادل نیروست وما برای انجام هرکار به حس نیاز داریم.
معادله ی عملکرد=حس ×مسیر حرکت.
چهار معادله ی عملکرد داریم:۱-حس منفی ،مسیر حرکت منفی،نتیجه مثبت.مثلا شخصی با حرص وطمع ازراه نادرست پول به دست آورد ولی حال بدی دارد وخدا هم اجازه ی استفاده از آن مال رابه اونمی دهد.
۲-حس منفی،مسیر حرکت مثبت،نتیجه منفی.مثلا شخصی در کنگره خدمت می کند ولی حس منفی مثل منیت وقدرت داردوانرژی هم به دست می آورد ولی باعث تخریبش می شود.
۳-حس مثبت ،مسیر حرکت منفی،نتیجه منفی.مثلا شخصی به هدف کمک به نیازمندان ازراه نادرست پول جمع کندبازهم انرژی به دست می آورد ولی باعث تخریبش می شود.
۴-حس مثبت،مسیر حرکت مثبت،نتیجه مثبت.مثل آقای مهندس که کنگره را به وجود آورده وانرژی زیادی هم به دست آورده.

سطح انرژی به دو پارامتر کیفیت وکمیت احتیاج دارد.میزان قابلیت در ادراک و احساس ما کیفیت انرژی است.
ارتعاشات بالاتر به حالتی گفته می شود که شخص چیزهای خیلی خوبی ادراک می کند که دیگران قادر زه درکش نیستند و ارتعاشات پایین تر چیزهای بد وخشن را دریافت می کند.
پس اینکه ما چه براداشتی نسبت به خودمان و اطرافیانمان داشته باشیم به سطح انرژی ما بستگی دارد.مثلا شخص گرسنه یه طور جهان را می بیند وشخص سیر طور دیگر.
انرژی که از نقطه ای به نقطه ی دیگر منتقل شود باعث به وجود آمدن حس می شودبه شرطی که اون دونقطه ساختارش را داشته باشند که بتوانند ان را دریافت کنند که دونقطه می تواند دو انسان یا دونقطه از بدن انسان یا انسان وگل و... باشد.
استخر ورودی وخروجی های زیادی دارد هر ورودی وخروجی مربوط به حس به خصوصی است اینکه ظرفیت وشکل استخرمان چه شکلی باشد به خودمان بستگی دارد،بعضی را دریادل می گویند یعنی استخرش خیلی بزرگ است.
چهار حالت وجود دارد که بفهمیم استخرمان چه شکلی است:۱-کیفیت پایین،کمیت پایین،یعنی استخر آب کمی دارد وهمین آب کم هم کثیف است این مثل آدم هایی است که مثلا کارتون خواب هستند که هیچ کار نمی کنند واگرهم بکنند درجهت منفی است.
۲-کیفیت بالا ،کمیت پایین.یه ذره آب درون استخرش است ولی همین یه ذره هم زلال است‌.مثلا می گوییم فلانی ادم خوبی است ولی کاری از دستش بر نمی آیید.
۳-کیفیت پایین،کمین بالا.مثل استخری که آب زیاد وکثیفی دارد.این ادم ها انرژیشان زیاد است ولی درجهت منفی از آن استفاده می کنند
۴-کیفیت بالا،کمیت بالا.مثل آقای مهندس .
ممکن اسنت حس به خصوصی درما وجود نداشته باشد چون ساختارش در مانیست.پس با تفکر کردن باید اول ساختارش را به وجود آوریم.
بسته بودن حس سه دلیل دارد:۱-پایین بودن سطح انرژی۲-ساختارش درما نباشد ۳-طبق فرمان بسته شده باشد .
هرگاه شخصی در زندگیش  کار های ضد ارزش کمی انجام داده باشد حتی اگر کار بد کوچکی انجام دهد قابل مشاهده است واطرافیان می گویند از تو انتظار نداشتیم.ولی وقتی فردی مدام ضد ارزش انجام می دهد حتی اگر دو کامیون آشغال در استخرش بریزند مشخص نیست.به همین دلیل می گویند بعضی کار ها گناه کبیره است واصلا نباید انجام داد،چون مثلا بعضی اوقات در آب برگی ،دستمال کثیفی چیزی می افتد از آب می کشیم بیرون ولی مثلا اگر خون ادرار نفت واینطور چیزها بریزد دیگر قابل تمیز کردن نیست.
اگر ما آب استخر را عوض کنیم ولی کف استخر کثیفی زیادی چسبیده باشد فایده ای ندارد پس ما باید تزکیه را از لایه های زیرینمان شروع کنیم.ما در خدمت کردن متوجه کثیفی لایه های زیرینمان می شویم و می توانیم آن را تمیز کنیم.
انسان معمولا دنبال لذت بردن است اما با دانایی کم دنبال لذت بردن به هر روشی هستیم ،مثلاکسانی که باکارهای ناشایست، خوردن قرص اکس و ...لذت به دست می آورد این لذت باعث گره وتخریب در زندگیش می شود.
وقتی لذتهای جهان اطرافمان را نمی توانیم بچشیم ،یا استخرمان زیادی آلوده شده یا کوچک است باید خرابش کرد ویک استخر دریایی با زیر ساخت عالی ساخت.همیشه حواستان باشد که استخرتان چه شکلی است!
بعضی ها برای لذت بردن دست به کارهای غیر طبیعی می زنند و نقص فرمان می کنند مثل احضار روح،انرژی درمانی ومصرف مواد مخدر.یعنی از این طریق می خواهند انرژیشان را آزاد کنند تا به لذت برسند اما نمی دانند چه بلایی سر چاکراهایشان می آورند.
به مراکز انرژی بدن چاکرا می گویند که هفت چاکرا در بدن داریم:تاج ،چشم سوم،قلب،گلو،خورشیدی،تحتانی،جنسی.
چاکرای تحتانی وتاج یک ورودی دارند وبقیه دو ورودی.
چاکرای تحتانی انرژی زیادی دارد ولی انرژی ناخالص و پالایش نشده ای است مثلا ماکه می گوییم از انرژی جنسی استفاده نکنید در سفر اول،برای این است که چاکراها به هم راه دارند وباعث ساخته شدن بدن شود.
چاکراها مخروطی هستند که سرشان به بدن وبدنه اش به بیرون است و از مخروط های ریزتری تشکیل شده که با سرعت خاصی می چرخند وانرژی را از بدن به کائنات و بالعکس می رسانند.مثلا شب هنگام خواب بدن انرژی از کائنات دریافت می کند.
دستور جلسه ی هفته ی آینده:خواسته ی درون
نویسنده :همسفر مهسا
ثبت وویرایش :همسفر نرگس




نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، جهان بینی ۲،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 بهمن 1394 10:15 ق.ظ
باو خسته نباشید خدمت استاد گرانقدر و نویسنده توانا خانم مهسای عزیز امیدورام همیشه با نشاط و پر انرژی باشید
شنبه 3 بهمن 1394 08:36 ب.ظ
با سلام وخدا قوت خانم مهسای عزیز.موفق باشی .خدمت در سایت زحمت زیادی داره ومن تلاش همسفرانی چون شما را قدر می دانم .ان شا الله مسافرت رها بشه وبه اون آرامشی که مد نظرتون هست برسید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.