درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
سه شنبه 20 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خدا
این جلسه،جلسه ی پنجم از دور دوم لژیون با استادی خانم نرگس با دبیری خانم مهسا بادستور جلسه ی سی دی برداشت محصول و وادی دوم در تاریخ ۹۴/۱۱/۱۸ راس ساعت ۱۶:۳۰آغاز به کار کرد.
ابتدا همسفر مریم حس خود را نسبت به روز چهارشنبه وگرفتن گل رهایی اعلام کردند:وقتی ما در حضور آقای مهندس بودیم حال خیلی خوبی داشتیم وحتی با اینکه با آقای مهندس صحبت نکردم ولی انرژی زیادی گرفتم وتصمیم دارم در سفر دوم وظایفم رابهتر انجام دهم وبهتر سفر کنم .
سپس بقیه ی اعضا مشارکت کردند.

همسفر مریم:آقای مهندس می فرماید کسی که مواد مصرف می کند در تاریکی هاست ویک عمل شیطانی انجام می دهد واگر بدانیم مشکل از کجاست ۹۰درصد مشکل حل شده.
همسفر اعظم:همه ی کارها باید با تعقل انجام شود.ذرات محبت را حس می کنند.راهنما راه را به نشان می دهد ولی خودمان باید به خودمان کمک کنیم.
همسفر لیلا:همه ی کارها با تفکر به نتیجه می رسد خیلی وقت ها تصمیممان را می گیریم ولی بی حرکتی می مانیم که به نتیجه نمی رسیم.
همسفر نجمه م:ما در اثر تفکرات غلط برای خودمان مشکلاتی به وجود آورده ایم ودر این حال زندگی برایمان تمام شده و ما بیهوده آفریده شده ایم ولی این تفکر غلط است وهیچ چیز بیهوده آفریده نشده.
سخنان استاد:ایشان ابتدا در مورد وادی دوم سخن گفتند:جنگ نرم ،جنگ افکار واندیشه وبه عبارتی جنگ درون است.مشکلات آزمایشات الهی ماست و باید از آن ها نتیجه ی خوبی برداشت کنیم.ما مشکلات را لعنت خدا می دانیم برای همین هم نتیجه ی بدی می گیریم ولی اگر خوب ببینیم ،مسلما مشکل را رحمت خدا می بینیم.
انسان را به شهر وجودی تشبیه کرده ایم ومی خواهیم این شهر را آباد کنیم.در سفر دوم حتی ممکن است مشکلات بدتر هم بشوند ولی دنیای درون که آرام باشد در بیرون هم حالش خوب است.ما به دلایل مختلف سالها جهت را گم کرده بودیم.این خط در ادامه وبه اذن خدا برایتان باز می شود .فعلا روی آن تفکر داشته باشید.برای پیدا کردن خودمان باید عملی سفر کنیم  وراه  سخت همان راه کنگره و سفر کردن است.
وقتی سفر می کنیم،ممکن است مثلا ۲۰۰کیلومتر راه را اشتباه برویم وقتی متوجه می شویم راه را اشتباه رفته ایم خدا نمی گوید که خب حالا که فهمیدی راه را اشتباه رفته ای پرواز کن و در راه درست بیا بلکه می گوید ،۲۰۰کیلومتر اشتباه رفتی حال ۲۰۰کیلومترباید برگردی وهزارن مشکل در این راه برای ما پیش می آید ولی این تاوان ها را باید بدهد تا تازه برسد سر همان پیچ که اشتباه رفته است.منظور این است که مسافری که تازه به کنگره آمده نباید انتظار داشته باشیم سریع مشکلاتش حل شودبلکه باید تاوان سال هااشتباه رفتنش را بدهد حتی در صراط مستقیم هم مشکلات وجود دارد ولی چون در صراط مستقیم هستی آخرش به خیر ختم  می شود ودلت قرص است پس باید در همه حال صبروتلاش داشته باشیم.
هرکس به کنگره می آید و درمان می شود مثل یه ذره ی جرقه می ماند و هرکدام به تنهایی نور زیادی ندارد ولی وقتی دور هم جمع شوند نورشان همانند فشفشه زیبا و خیره کننده می شود.یا می توانیم این طور بگوییم که
هر تغییر مثبتی که فرد در سفر اول می کند مانند ذرات کوچک نوری هستند و هرچه این تغییرات مثبت بیشتر شود نور درونی اش نیز بیشتر می شود.
هیچ چیز بیهوده آفریده نشده است درجسم و روان ما نیز نیروهای بالقوه ی زیادی وجود دارد که اگر آن ها را پیدا کرده و از آن ها در جهت مثبت استفاده کنیم برای خود شخص هم غیر قابل باور است که اینقدر توانمند است وبرای دیگران هم همین طور:
وقتی مصرف کننده وادی اول که همان تفکر است را طی می کند به عمق فاجعه پی می برد که چه چیزهایی را از دست داده است وچه تخریب هایی برای خودش ودیگران به وجود اورده می گوید وای آب از سر من گذشته و من دیگر نمی توانم این مسائل را حل کنم.
وادی دوم برای این آمده که به آن ها امیدواری دهدو بگویید تو توانایی های زیادی داری و می توانی درست شوی چون انسان اختیار دارد.خودت را دست کم نگیر .
اعتیاد اگر هزار بدی دارد یک خوبی هم دارد و همه را به یک چشم نگاه می کند یعنی نمی گوید این پیر است یا جوان ،فقیر است یا ثروتمند،یا... .بلکه همه را درگیر می کند.چون فقط با انسان کار داردوهمه در اثر نا آگاهی وتفکر اشتباه اعتیاد پیدا کرده اند.
اینکه می گویند من دیگر راهی برایم نمانده فقط یک توجیه بی خود است که دست از تلاش بردارد.
وقتی ما در تاریکی ها افتادیم طول می کشد تا به عظمت روشنایی ها پی ببریم و خودمان را بیرون بکشیم پس باید به خودمان فرصت دهیم و در تاریکی هزاران مشکل و از دست دادن هست ولی این باعث می شود زود تر راه را پیدا کند.
وقتی ما بخواهیم قدرت مطلق به ما کمک کند سازوکار خودش را دارد ونمی شود فقط بگوییم خدایا کمکم کن بلکه باید دوری از ضد ارزش ها و حرکت به سمت ارزش ها داشته باشیم ودر صراط مستقیم قرار گیریم.
خیلی ها خدا را قبول ندارند باید به آن ها بگوییم اگر تو آگاهی کامل از همه چیز داشتی و اختیار داشتی که مثلا به قلبت بگویی از حرکت بایست و بایستد آن وقت وجود خدا را نقض کن.
فکر کنید شما با همه ی کره ی زمین مسابقه ی دو بدهید احتمال اینکه برنده شویدصفراست اما ما یه روزی این مسابقه را دادیم و اول شدیم وخواست خدا بوده و اگر دوم می شدی فایده نداشت وخودمان هم می خواستیم وبسیار امید وار وپر تلاش بودیم یعنی زمانی که اسپرم بوده ایم پاداش این اول شدن این زندگی است که الان داریم پس خود را به هیچ نپنداریم.
ما زمانی که می خواستیم به دنیا بیایم خودمان پدر و مادر و محل زندگی و مشکلات ومسائل مختلف را انتخاب کرده ایم تا به خواسته ی درونی یا هدف خود برسیم اما یادمان نمی اید.
اگر می خواهید فرمانروای لایقی برای جسم و روانتان شوید(چه مسافر چه همسفر) باید سازندگی را از جسم و روان و جهان بینی مان شروع کنیم.
استاد سپس در مورد سی دی برداشت محصول سخنرانی کردند:
ما ابتدا باید صورت مسئله ی مشکل را بفهمیم وقتی صورت مسئله را فهمیدیم  ۹۰درصد قضیه را حل کرده ایم.
استادان آقای مهندس ۴سال قبل از اینکه آقای مهندس سفرشان را شروع کنندبا ایشان در تماس بوده اند.
استاد سردار به ایشان می گوید امسال سال برداشت محصول وسال شکر گزاری  است حال چرا این حرف را میزنند؟چون ۴سال است که به آقای مهندس آموزش داده اند وتازه امسال  اقای مهندس می خواهند سفرشان را شروع کنندو زحمات استادان به ثمر می نشیند.
شکر گذاری این نیست که شب تا صبح نماز وعبادت کنیمبلکه کسی که از ضد ارزش هایش کم کند انگار دارد عبادت وشکر گزاری خدا را می کند.
مردم فکر می کنند مواد مخدر خمر محسوب نمی شود وفقط الکل خمر است که این تفکر غلط است .
اینکه می گویند همه ی هستی تسبیح خدا را می کند به این معنا نیست که مثلا الله اکبر الله اکبر می گویند بلکه تسبیح یعنی پشت سرهم .یعنی آنها وظایف خود را پشت سرهم انجام می دهند و در جهت تکامل هستی وخواست خدا حرکت می کنند.
اگر تعقل کردی وفهمیدی فلان کار درست است تعلل نکن وعجله هم نکن بلکه به موقع و به جا تصمیمت را اجرا کن.
اگر یک لیوان آب را کنار گل قرار دهیم کریستال های آب شبیه گل می شود برای همین است ما در طبیعت انرژی می گیریم.چون مولکول های اب بدن ما شبیه طبیعت می شود وهفتاد درصد بدن ما از اب است .
رفتار ما با دیگران ورفتار دیگران با ما باعث می شودمولکول های آب بدن زیبا یا زشت شود و روی چهره ی ماهم اثر می گذارد ما در کنگره حس خوبی داریم چون محبت جریان دارد و اجسام ودر ودیوار این جاحس محبت  را گرفته اند و دوباره به ما برگردانده اند.
ما در اسفند حس خواب آلودگی داریم چون طبیعت انرژی مارا دریافت می کند تا بیدار شود بعد در اواخر اردیبهشت این انرژی را به ما پس می دهد.
چیزی که همیشه هست محبت است وباعث پویا شدن ما می شود و بی محبتی باعث سوختن ما می شود.
برای محبت کردن باید ظرفیت افراد را در نظر بگیریم و محبت کنیم و این به دانایی ما بستگی دارد که ظرفیت دیگران را تشخیص دهیم و به هر کس به یک شکلی محبت کنیم مثلا با سخپ یا عمل یا... .اگر فقط به زبان بگوییم دوستت دارم ،فرد مقابل حس ما را دریافت کرده و متوجه می شود قلبأ نیست.
محبت ما باید بلاعوض باشد و انتظار محبت متقابل نداشته باشید.
شخص در کنگره اعتیاد خود را درمان می کند و به جایی می رسد که حتی کمک راهنما شده و به بقیه نیز کمک می کند.یعنی اول راه رفتن را یاد می گیرد وبعد به دونده ی ماهر ی هم تبدیل می شود .
عشق به دانستن ویافتن مانند سکه ای است که هر دو طرفش یک شکل است یعنی زندگی یک سکه ای هست که یک طرف ان عشق به یاد گرفتن است و طرف دیگر ان عشق به پیدا کردن است و هر دو مورد ذکر شده ارزشمند است و باعث رشد ما می شود.
ما هروقت مسئله ای را  بدون ترس حل کنیم کلید حل مسئله ی بعد را نیز پیدا کرده ایم مثلا فرد فقط اعتیادش درمان شده ولی آرام آرام بقیه ی مشکلاتش رانیز حل می کند.
ما باید یکی یکی پله ها را طی کنیم و نمی شود دانش آموز کلاس اولی جهشی برود کلاس پنجم رابخواند.
چیزی که باعث پیشرفت ما می شود ۱-عمل به دانسته هاست۲-تکرار موضوع است. به خاطر همین است که سال به سال دستور جلسه ها مثل هم است وتغییری نمی کند.
جلودار واقعی خداست ودرکنگره جلودار راهنماست ولی راهنما کمکش کم است و خودمان باید مشکلاتمان را حل کنیم و برای حل مشکل باید تمام توان حسی وعقلی را به کار ببریم و با استفاده از یکی به تنهایی مشکلات حل نمی شود،یعنی باید نیروهای درونمان را بیدار کنیم بعد می بینی که یه اتفاقی می افتد که خودت هم باورت نمیشود و می فهمی بدون کمک دیگران هم می شود مشکل را حل نمود.
ما باید به همین که حداقل مسافرمان به کنگره می اید  و برنامه ی مصرفش منظم شده خوش باشیم و هر تغییر مثبتی کرد این تغییرات را ببینیم وبرایش ذوق کنیم.
توحید یعنی ما تمام موجودات هستی چه خوب چه بد را دوست داشته باشیم .
توحید یعنی وقتی من دارم کاری را میکنم ببینم به نفع خودم و دیگران است یانه؟ ایا با این کارم به دیگران اسیبی نمی رسانم ؟
نماز سازنده ی انسان است اما کسی که معرفتش بالا نرفته فقط یک عملی انجام می دهد و هیچ اثری رویش نمی گذارد.
نویسنده: همسفر مهسا
ثبت وویرایش همسفر نرگس
دستور جلسه ی هفته ی آینده: سی دی خواست تقدیرات تفکرات و در صورت وقت کافی وادی سوم .




نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات