درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
سه شنبه 18 اسفند 1394 :: نویسنده : همسفر مهسا        
به نام خدا
این جلسه جلسه ی نهم از دور دوم لژیون به استادی خانم نرگس ودبیری خانم مریم با موضوع سی دی عقل وایمان در تاریخ ۹۴/۱۲/۱۶ رأس ساعت ۱۶:۳۰آغاز به کار نمود.

.شما رهجو هستید ودانشجو هم نیستید چون دانشجو فقط می خواهد نمره ومدرکی بگیرد برای شغل پیدا کردن واین درس خواندنش تاثیر چندانی بر زندگیش ندارد اما رهجو یعنی کسی که مدام در حال جستجوی راه مستقیم است.
همسفران به چند دسته تقسیم می شوند :
۱_دسته ای که فقط دوست دارند خدمت کنند ودنبال آموزش نیستند .درسته که خدمت کردن لذت دارد ولی لذت به چه قیمت؟برای اینکه آموزش بگیریم.
۲_دسته ای که فقط دنبال آموزش اند این ها هم چیزی برداشت نمی کنند چون تا درکنگره به عمل در نیاورند در خانه هم مسلما به عمل در نمی آورند.

ابتدا همسفر زهرا احساس خود را از رهایی بیان کردند:
ما ساعت ۱۱:۵۶ به آکادمی رسیدیم که خانم نرگس گفتند ساعت ۱۱:۳۰گذشت واز این به بعد رهایی ها را آقای امین می دهند که من ناراحت شدم ولی وقتی رسیدیم دیدیم که خود آقای مهندس درحال دادن رهایی هستند بسیار خوشحال شدم وایشان با فروتنی تمام به احترام ما ایستادند.  سفر بسیار خوبی بود.
سپس استاد سخنرانی کردند:
.شما رهجو هستید ودانشجو هم نیستید چون دانشجو فقط می خواهد نمره ومدرکی بگیرد برای شغل پیدا کردن واین درس خواندنش تاثیر چندانی بر زندگیش ندارد اما رهجو یعنی کسی که مدام در حال جستجوی راه مستقیم است.
همسفران به چند دسته تقسیم می شوند :
۱_دسته ای که فقط دوست دارند خدمت کنند ودنبال آموزش نیستند .درسته که خدمت کردن لذت دارد ولی لذت به چه قیمت؟برای اینکه آموزش بگیریم.
۲_دسته ای که فقط دنبال آموزش اند این ها هم چیزی برداشت نمی کنند چون تا درکنگره به عمل در نیاورند در خانه هم مسلما به عمل در نمی آورند.
۳_دسته ای که نه طالب آموزش اند نه طالب خدمت.یعنی بی هدف به کنگره می آیند ومسافرانشان هم از دستشان ناراضی اند.ظرفشان کوچک است وخواسته ی شان هم کم،غایب هم زیاد می کنند.کسی که دو هفته غیبت کند مخصوصا سفر اولی خودش به طور اتوماتیک از لژیون حذف می شود.چون آن چیزی راکه باید،دریافت نمی کند ونیروهای بازدارنده احاطه اش می کنند.
۴_دسته ای که هم طالب آموزش اند هم طالب خدمت‌ وفقط این ها هستند که هم در کنگره وهم در زندگی موفق می شوند .
تزکیه وپالایش این است که تا دیروز مسافرم رابه شکلی صدا می زدم ولی الان به شکل بهتر صدابزنم.
بعضی ها بلد نیستند چه طور با مردان صحبت کنند یا دستوری ،یا با خورد کردنش یا استاد گونه با آن ها صحبت می کنند چه طور انتظار دارند که او برایشان احترام قائل باشند ؟
.مسافر این شکلی از دستشان ناراضی است وبه خاطر رفتار غلطشان ممکن است آن ها را کنار بگذارند ،یه موقعی دچار اعتیاد بود حواسش نبود چه می کنید ولی الان حس هایش باز شده.
وقتی ما سفر دومی می شویم فکر نکنیم ما کاری کردیم که آن ها رها شوند بلکه آن ها کاری کردند که ما از حس وحال بدمان رها شویم .بعضی ها درسفر دوم اینقدر حالشان بد می شود که دیگر به کنگره نمی آیند وفکر می کنند خیلی دانا هستند و بیشتر از راهنما می فهمند ودچار منیت می شوند وفکر می کند دیگر به آموزش های لژیون نیازی ندارد.
کسی که سفر دومی است باید آرامش داشته باشد ،با متانت و هدفمند صحبت کند وهمه را به فکر فرو ببرد وبقیه بفهمند او بر اساس آموزشی که دیده صحبت می کند.به همین دلیل رتبه ی سفر دومی از سفر اولی بالاتر است ولی اگر درست عمل نکند از یک سفر اولی هم رتبه اش پایین تر است.
وقتی یک شخص چیزی را نمی داند اگر خطایی کند قابل بخشش است مثل تازه واردی که به کنگره می آید واشتباهی هنگام مشارکت می کند که نباید اشتباهش را به او گوشزد کنیم چون توی ذوقش می خورد.اما اگر کسی عمدا اشتباه کند باید با او برخورد کرد.
حال سوال این است که اشتباه فرد را چه طور به او گوشزد کنیم؟پاسخ:تو باید با رفتار درستت به او بفهمانی که اشتباه کرده واصلا لازم نیست که مستقیما به او بگویی مثل جوجه ای که در تخم مرغ است اگر ما از بیرون به او ضربه بزنیم می میرد اما اگر خودش از داخل ضربه بزند زنده می ماند.چون اگر مستقیم به کسی اشتباهش را بگوییم گریه می کند لجبازی وباما دشمن می شود و... .ولی وقتی خودش ضد ارزش وعیبش را پیدا کند،آن را درست می کند .ما باید با یک برنامه ریزی وبا یک تفکری او را به کار درست هدایت کنیم . غیر مستقیم گفتن باعث تزکیه وپالایش فرد می شود.مثلا من خودم در لژیون غیر مستقیم بیان می کنم وآن فرد خودش متوجه می شود ودرستش می کند.اولیای خدا صد تا اشتباه می دیدند دوتاش را آن هم غیر مستقیم می گفتند،اما ما بر عکس هزار خوبی فرد را می بینیم ولی یک بدیش را توی سرش می زنیم.
ما سه هفته تعطیل هستیم ومسافرتان اگر این مدت را به سلامتی طی کند ریشه اش در درمان محکم شده وآن امتحانی که باید،پس می دهد چون از آموزش وراهنمایش جداست.شما وظیفه ی خودتان را درست انجام دهید وبهانه دست آن ها ندهید .
سپس همسفران مریم،نجمه ،زهرا ،بتول مشارکت کردند که خلاصه سخنان آنان چنین بود:
هیچوقت نقطه ضعف کسی را به رخش نکشید.
مصرف کنندگان باید برای درمان شدن پارامتر زمان را در نظر بگیرند وآرام حرکت کنند.
در سفر اول باید شخصیت قبلیمان کاملا از بین رود وشخصیتی بهتر شکل بگیرد.
لذت رهایی بسیار زیاد است وپایان ناپذیر ومی توان آن را بدون کم شدن به دیگران هم ببخشید.خوشبختی فقط به داشتن ثروت نیست.
با روش DST درمان اعتیاد به درستی صورت می گیرد و با مشکلات بزرگ هم به مصرف مواد بر نمی گردند.
سخنان استاد:
سفر اولی به هیچ عنوان باور ندارد درمان صورت می گیرد وقتی به سفر اولی بگویند تو بعد از ۱۱ماهمی توانی به سلامتی وآسایش برسی اصلا باور نمی کند مثل اینکه به شخصی بگویی تو می توانی از ساختمان ۲۰طبقه پرواز کنی و سالم به زمین برسی که این قابل باور نیست.
استادان آقای مهندس هیچوقت مستقیم به ایشان نمی گفتند که شما مشکل اعتیاد داری و فقط اشاره ای به آن می کردند.
آقای مهندس در خواب می دیدند که با اتوموبیلی با سرعت  می رفتند که به دوراهی می رسند که یکی از این راه ها ترک سقوط آزاد بوده و راه دیگرش درمان به روش DSTبوده وچون آقای مهندس به روش سقوط آزاد ترک کرده بودند می دانستند که این روش درست نیست روش تدریجی ودر طول زمان را انتخاب کردند.
استاد به آقای مهندس می گویند سرعتت را با قبل مقایسه کن وتشخیص بده با چه سرعتی حرکت کنی وما اصلا اصراری به سرعت شما نداریم.
وقتی کسی می خواهد درمان شود انگار که در یک جاده ی یخبندان باریک وکوهستانی که یه طرفش دره است وبالای سرشان قندیل است که هرلحظه امکان دارد روی سرشان خراب شود و شخص مصرف کننده یک ماشن قراضه دارد وباید باهمین ماشین سفرکند،حرکت میکند.این ها فقط تمثیل است وشرایط یک مصرف کننده را در سفربه تصویرمی کشد نه این که واقعا در چنین جاده ای حرکت کند واتوموبیل تمثیل جسم است که معیوب است یعنی اتوموبیلی که ترمز ندارد ،دنده اتوماتیک نداردو...
راننده ی اتوموبیل ،روان شخص مصرف کننده است که اینقدر آسیب دیده که تحمل سختی ها را ندارد ومی خواهد هرچه سریع تر به مقصد برسد وسرمای ۶۰درجه یعنی حس های مصرف کننده بسته شده.
فرد مصرف کننده ظاهرش در کنار ما سالم است ولی سلول هایش به خواب رفته اند،وقتی مواد راتیپر می کند به تدریج بیدار می شوند وحس هایشان باز می شود.
استاد به آقای مهندس می گویند حال در جاده ای که لغزنده است و با سرعت نمی توانی حرکت کنی وترمز بی جا نمیتوانی بزنی_ترمز بی جا زدن یعنی مثلا هرچه راهنما بهش می گوید
پله ات را کم کن توجهی نمی کند_ببین که با چه سرعتی باید حرکت کنی تا سلامت به مقصد برسی.
وفردی بعد از ۶یا۷ ماه می گوید من دیگر حالم خوب است ونیازی به OTندارم چون توان جسمی وروحی اش بالا رفته  ولی راهنما هیچوقت دستور قطع نمی دهد چون مثل ترک می شود وبرگشت به مواد می کند واین مثل این است که بخواهیم نوزادی،۶ ماهه به دیا بیاید وزنده بماند.
استاد می گوید تو به آرامی حرکت کن وببین چه شگفتی هایی دارد ،خود فرد و خانواده از روشDST شگفت زده می شوند که تولدی دیگر به وجود می آورد.البته در گروه های ترک اعتیاد هم می گویند تولدی دیگر،اما چه تولدی؟! تولدی که،اگر،مصرف کننده مصرف می کرد؛حالش خیلی بهتر بود.تولدی ارزش دارد که رفتار و گفتار و همه ی خصوصیات فرد بهتر شده باشد وبه سلامتی رسیده باشد به قول آقای مهندس کجا باشد و پدر ومادرش که باشند.مثلا تولد در کشوری قحطی زده چه نفعی دارد؟!
ما همسفران گاهی مسافر سفر دومی را که بسیار تغییرات مثبت کرده را توی ذوقش می زنیم.قدر رهایی که به دست آورده اید را بدانید وگرنه آن را از دست می دهید.
راهنما نیازی ندارد که مسافر رها شود ،شاید برخی بگویند راهنما حتما چیزی گیرش می آید اما این اشتباه است.راهنما  چون پیمان بسته که این فرامین را بگوید ،این کاررا انجام می دهدواین رهجوست که به راهنما وآموزش های کنگره نیاز دارد.
استاد به آقای مهندس می گویند از مناطقی که رد می شوی ومشکلات و پیروزی هایت را یادداشت کن وازش نتیجه گیری کن که یادت بماند چه مراحلی را گذرانده ای که به این گوهر رسیده ای و این تجارب را داشته باشی که بتوانی به سفر اولی های دیگر بگویی من هم این چیزها را تجربه کرده ام پس تو هم میتوانی.
درسته که روش DST روش شسته رفته ومشخص وآماده ای هست ولی سفر اول هم مشکلات خاص خودش را دارد .شخص با خودش می جنگد چون باید موادی راکه همه ی زندگیش به آن وابسته بود را رها کند وهم چنین مشکلات خانوادگی،مالی و... دارد.وقتی این سختی ها را پشت سر بگذاری ،مالک چیزی می شوی که لذت عمیقی دارد که این لذت از لذت مالی هم بسیار بیشتر است.ما این لذت را می توانیم به بقیه هم بچشانیم و بدانیم،با این کار از لذت خودمان کم نخواهد شد وروز به روزهم زیادتر می شود.
استاد می گویند به شکوفه های بهار یعنی تازه واردین بگو که آن ها هم می توانند در سرمای ۶۰درجه برویند ورها شوند به شرطی که عقل وایمانشان به تکامل برسد.
درگروه های ترک اعتیاد به شخص می گویند محل کار خانه وحتی همسرت را که یاد آور مواد است را رها وعوض کن تا خاطرات مواد برایت محو شود واین نظریه قابل قبول نیست وبا کوچکترین خبربدی؛ دوباره مواد می زند که این ها هم بهانه است وخودش هم می داند درمان نشده.
مشکلاتی که شاید در سفر اول ودوم برای مسافر پیش آید آنقدر شدید خواهد بود که اگر در زمان مصرفش بود خودکشی می کرد ولی الان با آموزش های کنگره آن را می پذیرند.
اگر عقل وایمانت تکامل یابد وشهامتی که در پرتو این دو به دست می آوری می توانی خودت را که یک درخت فرسوده ای را تبدیل به ستونی محکم کنی
باور ضعیف ایمان کم به وجود می آورد .باورکم یعنی یه چیزی را می بینیم ولی باز هم باورنمی کنیم.مثلا شخص تازه وارد راهنما وسفر دومی را می بیند که همه خوب شده اند ولی باور نمی کند اما به مرور زمان ایمانش قوی می شود.
 ایمان که ضعیف باشد انسان ناتوان وترسوست.ولی وقتی ایمان بالا رود عقل تکامل می یابد وشخص شهامت می یابد وتوانایی زیادی پیدا می کند  تا مشکلات لاینحل را حل کند.
پس شخص درمان شده کارهای مثبتی می کند که باورت نمی شود ودیگر بادی نیست که با این بادها بلرزد .
 ایمان این نیست که مدام نماز بخوانی وعیادت کنی.ایمان تجلی نور خداوند در سیمای انسان است.فرد مومن را همه دوست دارند ومی خواهند از او انرژی بگیرند مومن آسوده خاطر است.حال اگر ایمان به خدا نداری به  خودت ،راهنما ،کنگره ،انسانیت وخانواده که ایمان داری.وقتی ایمان داشته باشی شک نمی کنی.ایمان یعنی اعتقاد راستین داشتن به کسی یا چیزی.درکنگره هم فرد به راهنما وکنگره ایمان پیدا می کند وایمانش باعث می شود به رهایی برسد.کسانی که ایمان ندارند از کنگره پرت می شوند ومی روند تا دوباره ایمان بیاورند و برگردند.
فکرنکنید شما می توانید فردی را تغییر دهید شما باید علم وإذنش را داشته باشیدتا بتوانید فرد را تغییر دهید یعنی اگر وقتش رسیده باشد تو هم از علمی که داری استفاده می کنی وشخص هم عوض می شود.حال از کجا بفهمیم إذنش رسیده؛پاسخ این است که وقتی اذنش نرسیده باشد تا تو هستی وبهش انرژی می دهی خوب است ولی وقتی تو نباشی  یا شرایط برایش تغییر کنداوباز همان کارهای ضدارزشش را انجام می دهد.
 خدا معلم را سر راه کسی قرار می دهد که میخواهد بداند وخواسته اش را دارد.
آقای مهندس می گفتند من تا زمانی که خودم مصرف کننده ی سیگاری بودم نمی توانستم به بچه ها بگویم سیگار نکشید چون آب از سرچشمه گل آلود بود وخدا خواست تا من سکته کنم وروش درمان سیگار را یاد بگیرم.ما هم همین طور تا زمانی که ضد ارزش داریم نمی توانیم به فرزندمان بگوییم این ضد ارزشت را درست کن .
پس ما باید روز به روز تبدیل به الگویی بی نقص شویم.
 دستور جلسه ی آینده:سی دی گردباد سبز کار می شود.
درضمن جلسه ی آینده درتاریخ ۹۵/۱/۱۵برگزار خواهد شد ولژیون خدمت گزار هم هستیم.
نویسنده همسفر مهسا
ویراستار وارسال تصاویر:همسفر نرگس




نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، عقل وایمان،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات