درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
یکشنبه 22 فروردین 1395 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام قدرت مطلق الله 
این جلسه یازدهمین جلسه از دور دوم جلسه ی لژیون با استادی خانم نرگس ودبیری خانم مریم با دستور جلسه ی وادی چهارم کتاب عشق در تاریخ ۹۵/۱/۲۲ ،راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

ابتدا اعضای لژیون در مورد وادی چهارم صحبت کردند.

خانم بتول :مسئولیت کار های ما به عهده ی خود ماست .خدا به ما می گوید از ضد ارزش ها دوری کن واز تاریکی ها به طرف روشنایی ها بیا واین مسئولیت به عهده ی ماست نه خدا .من متوجه شدم که همیشه مسئولیت خود را به خدا واگذار می کردم ،اما با این وادی فهمیدم که باید خودم مسئولیت خودم را انجام دهم واز خدا کمک بخواهم .

نفس روح نیست  وخدا از روح خودش فقط در انسان دمید ولی همه ی موجودات نفس دارند .نفس تعیین موجودیت می کند در ظاهر وباطن ونفس هر موجود مختص خودش است .نفس در انسان سه مرحله دارد ،اماره ،لوامه ومطمئنه 


در نفس اماره فرماندهی از عقل گرفته شده وشهر وجودی به دست نفس اماره افتاده وهر کار ضد ارزشی که انجام می دهد خوش حال است .ولی یک موقع انسان  هر کار ضد ارزشی که انجام می دهد ناراحت وپشیمان است یعنی شخص وارد نفس لوامه شده ومرحله ی آخر نفس مطمئنه است که شخص با اطمینان کار های ارزشی انجام می دهد .

خانم نجمه ا :وقتی که مشکلی برای ما پیش می آید ، اگرما فقط دعا کنیم وهیچ کاری نکنیم ،مشکل ما حل نمی شود .باید حرکت کنیم وبدانیم این مشکل را خود ما به وجود آورده ایم .خدا وقتی انسان را خلق کرد ما را سر دو راهی گذاشت .راه روشنایی وراه تاریکی .ما راه تاریکی را رفتیم پس باید خودمان هم از آن بیرون  بیاییم وخدا هم به ما کمک می کند .

خانم نجمه م :یک گریز گاه وجود دارد که ما مسئولیت خود را به خدا واگذار می کنیم .گاهی ما خدا را با غول چراغ جادو اشتباه گرفتیم وبه شانس هم نمی توانم تکیه کنم ،چون فقط به تلاش وتفکر وخواسته ی خودم می توانم تکیه کنم .ما از خدا انتظارات نا معقولی داریم ودلیلش این است که خداوند را درست نشناخته ایم .دعا وقتی موثر واقع می شود که که ما در مسیر ارزش ها باشیم ،با تلاش وکوشش وظایف خودمان را انجام دهیم ،در صراط مستقیم باشیم ،آن موقع دعای ما هم مستجاب می شود .

تا ما خودمان را نشناسیم نمی توانیم خدا را بشناسیم .بعضی از روی تعصب وبدون تفکر واز روی احساس یک چیزی را قبول می کنند یا مردود می کنند وبرای خودشان مسئله درست می کنند .

خانم خدیجه :هر کس مسئولیتی دارد مهم این است که ما حد ومرز مسئولیت ها ی خودمان را بشناسیم .ولی ما همیشه دنبال بهانه هستیم که از زیر بار مسئولیت خود ،فرار کنیم واین در اثر جهل ماست .ما خدا را ارزان می گیریم وبرای خدا شرط می گذاریم تا مسئولیت خود را انجام دهیم واز خدا طلب کاریم .وقتی خدا ما را آفرید خیلی نعمت ها در اختیار ما قرار داد وخدا مسئولیت خود را نسبت به ما انجام داد .باید صور آشکار وصور پنهان خود را بشناسیم ،تا خدا را بشناسیم .

خانم اشرف :اگر بخواهیم از خدا کمک بگیریم باید چه کنیم ؟ باید از ضد ارزش ها دوری کنیم .تا آن جایی که می توانیم خدمت کنیم وبقیه را به ارزش ها دعوت کنیم .

خانم نرگس :من فهمیدم که ما هر کاری انجام دهیم ،به خودمان بر می گردد چه خوب باشد ،چه بد .وقتی من عیب ها ومشکلا ت خودم را قبول کردم از خدا خواستم که به من کمک کند تا خودم را اصلاح کنم وبه دل مسافرم بیندازد که خودش بخواهد که بیاید ودرمان شود .چون خواستم به آن رسیدم وخدا به من کمک کرد .




استاد :ماباید در رابطه ی خودمان با خدا تعادل را حفظ کنیم .نه این ظوری فکر کنیم که خدا چون بزرگ است ،بخشنده است ،ما را دوست دارد ،قرار است من مثل پادشاه ها در این دنیا بدون مشکل وراحت زندگی کنم وهر خواسته ای داشته باشم خدا برای من اجابت کند ونه این طور باشد که به وجود خدا منکر شویم وبگوییم همه چیز به خودمان بستگی دارد وخدایی وجود ندارد .

در قسمت اول انگار ما فرمانده هستیم وخدا فرمانبردار ومعلوم نیست که چه کسی باید به فرمان عقل برسد ،من یا خدا .معلوم نیست او خدای من است ومن باید از او اطاعت کنم یا من خدای اویم واو باید از من اطاعت کند .یک مصرف کننده یک گریز گاه دیگر پیدا می کند که مسئولیت خودش را به گردن او بیندازد ومی گوید خدا یا من که نخواستم  که به دنیا بیایم اصلا تو مرا به زور به این دنیا آوردی ومرا به حال خود رها کردی ودر این شرایط قرار دادی ومن بد بخت شدم ،پس حالا بیا خودت درستش کن .

در حالی که ما یادمان نمی آید که یک زمانی چه قدر به خدا التماس کردیم که او ما را به این دنیا بیاورد تا ما اشتباهات حیا ت های گذشته ی خود را جبران کنیم وخدا به ما لطف کرده است که به ما زندگی دوباره داده.

گاهی اوقات ما ظاهرا مسئولیت خود را به خدا واگذار می کنیم ولی می دانیم آخرش خودمان باید از مخمصه ومشکل خود را نجات دهیم ولی می خواهیم رابطه مان را با خدا نزدیک کنیم ومی دانیم که او به ما کمک می کند وهیچ کس مثل او به فکر ما نیست وبرای ما اگر در شرایط بدی باشیم ناراحت است واگر موفق شویم او بیشتر از همه برای ما خوش حال می شود .او صمیمی ترین دوست ماست وما رابطه ی خاصی با او داریم ،ولی این فرق می کند با کسی که همیشه طلب کار خداست ومسئولیت خود را به خدا واگذار می کند .

در وادی چهارم به ما می گوید هر رابطه ای می خواهی با خدا داشته باش ولی حدومرز جایگاه ومسئولیت خود وخدا را بشناس .در زندگی وقتی برای ما معجزه اتفاق می افتد که ما روی تلاش وکوشش وتفکر خودمان حساب کنیم وخدا هم به ما کمک کند.

 گاهی از خدا چیزی را می خواستیم وخدا به ما زود می داد ،بعد می گفتیم چه خدای خوبی!

چه قدر مرا دوست دارد!چه قدر من خوبم ! ولی اگر خدا چیزی را که ما می خواستیم به ما نمی داد می گفتیم مگر خدا بزرگ نیست ،بخشنده نیست ، چرا حرف مرا نمی شنود ؟چرا به من کمک نمی کند؟اصلا معلوم نیست خدایی وجود داشته باشد ومنکر خدا می شدیم .این به خاطر این است که ما درک درستی از خدا نداشتیم .خدا بعضی خواسته های ما را زود می دهد ،بعضی را در آینده می دهد تا ما ظرفیت آن را پیدا کنیم وموقع آن برسد وبعضی را اصلا نمی دهد چون به صلاح ما نیست وبه جای آن چیزی را به ما می دهد که باعث رشد ما بشود .

اگر ظرفیت چیزی را که نداریم به ما بدهد باعث تخریب خودمان ودیگران می شویم .

این نکته را فراموش نکنیم که دست ها ی الهی فقط القای افکار را انجا م می دهند وبقیه کار ها به عهده ی خودمان است .

چرا گاهی اوقات ما یک چیز معقولی را از خدا می خواهیم وفکر می کنیم به ما نمی دهد ؟

چون مطمئن نیستیم که در صراط مستقیم هستیم یا نه ومی دانیم که ضد ارزش زیاد داریم وخدا به کسی کمک می کند که در صراط مستقیم باشد وبه ارزش ها بپردازد واز ضد ارزش ها دوری کند ودعا هم بااین شرط موثراست وخدا با دعای ما کاری می کند که ما در مسیر درست قرار بگیریم وگره در کار ما نیفتد .

بدون تحقیق ،بدون تفکر وبررسی خدا ودین را پذیرفتن بد است وباعث می شود که ما یا یک چیزی را از روی تعصب قبول کنیم یا رد کنیم .

انسانی که مراحل تکامل خودرا بگذراند از نفس اماره به نفس لوامه وبه نفس مطمئنه می رسد .در این مرحله شخص این قدر مهارت پیدا می کند که اجازه ی ورود هر خواسته ای را به ذهن خودش نمی دهد واگر نا معقول باشد در جا آن را رد می کند .خواسته های نا معقول هم دارد اما آن ها را مهار وکنترل می کند .در این مرحله شخص کانالی می شود برای اجرای فرامین خدا وند وبهشت خاص خدا نصیب او می شود وجایگاه او حتی از فرشتگان هم بالاتر است .

خداوند می خواست امانتی را به کوه ،دریا ،به جنگل ،به آسمان وزمین بدهد وآن ها قبول نکردند وآن امانت این بود که می خواست مسئولیت حیات آن ها را به خودشان واگذار کند وبه آن ها اختیار دهد تا خود مسیر زندگی خود را انتخاب کنند اما آن ها نپذیرفتند ،ولی فقط انسان پذیرفت واین امانت را قبول کرد تا از پایین ترین نقطه ی تکامل ،خود را به بالاترین نقطه ی تکامل که همان رسیدن به فرمان عقل است ،برساند .برای همین شاعر می گوید :

آسمان بار امانت نتوانست کشید        

قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند

نویسنده وارسال تصاویر:همسفر نرگس

دستور جلسه ی هفته ی آینده :سی دی مثلث شخصیت





نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، وادی چهادم،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic