درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : همسفر مهسا        
 به نام خدا
این جلسه، جلسه ی دوازدهم از دور دوم لژیون به استادی خانم نرگس و دبیری خانم مریم باموضوع سی دی مثلث شخصیت درتاریخ۹۵/۱/۲۹ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کارکرد.
سخنان استاد:
شما نباید مدام درکارهای ومسافرتان دخالت کنید چون اومسئول اعمال خودش هست وشما مسئول اعمال خودتان.اگر همسفری سخت گیر باشد به هیچ عنوان نمی تواند روی مسافرش تغییر ایجاد کند شما باید نرم و انعطاف پذیر باشید تا روی او هم تاثیر بگذارید .شما باید روی منیت وترس خود کار کنید.در دنیا هیچ چیز مطلق نیست فقط خدا ، قوانین خدا و هستی مطلق است مثلا می گوییم آب هیچ وقت سر بالا نمی رود که در همه حال صادق است همسفری که فکر کند همه چیز مطلق است ..
مثل این است که خودش را در زندانی محبوس کرده وشرط و شروط برای خودش می گذارد درحالیکه همه چیز نسبی است،می تواند باشد، می تواند نباشد.امروز هست، فردا نیست .شاید پس فردا باشد شاید نباشد.
سپس همسفران میترا،اعظم، مهسا، زهرا،مریم مشارکت کردند که خلاصه سخنان آنان چنین بود:
عقل فرمانروای بدن ماست ،فرد مصرف کننده عقل دارد فقط به خاطر اعتیادش حسش بسته شده است.
هر انسانی برای خودش شخصیت دارد و انسان در هر حالتی باید تعادل خود را حفظ کند.
سخنان استاد :
در گروه های دیگر ترک اعتیاد معتقد هستند که یک مصرف کننده ،عقل نداشته وندارد ولی کنگره ۶۰ چنین اعتقادی ندارد ومعتقد است ،مصرف کننده عقل دارد فقط از دسترس او خارج شده وفعلا از کار افتاده و می تواند در کنگره دوباره آن نیروها وتوانایی هایی که از دسترس او خارج شده را بدست آورد از جمله قدرت تجزیه وتحلیل ،قدرت حافظه و...،چون حس او کم کم پالایش می شود وعقل او به کار می افتد .اولین کاری که در کنگره انجام می شود این است که آن کارخانه های از کار افتاده ی صور آشکار وصور پنهان را به کار می اندازد ودر مر حله ی دوم آن ساختار هایی که در او نیست را می سازد .ممکن است این کار خیلی سال طول بکشد وخیلی هم سخت است ولی با آموزش های کنگره وخدمت هایی که شخص در آن انجام می دهد امکان پذیر می شود .
اگر بخواهیم شخصیت کسی را نابود کنیم باید به عقلش ضربه بزنیم پس کسی که عقلش از کار بیفتد شخصیتش
هم از بین می رودچون عقل حکم فرمانده ی شهر وجودی ما را دارد وضربه زدن به آن یعنی ضربه زدن به کل نیروهای تحت فرمان آن است. شخصیت یک موهبت الهی است وانسان با شخصیتش زندگی می کندوبا وجود آن می تواند از تمام نعمت های الهی لذت ببرد .کسی که شخصیتش خورد شود در حمله های بعدی دیگر هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد .
در زمان های قدیم اگر کسی به کسی توهین می کرد کارشان به مبارزه کشیده می شد.مگر اینکه عذر خواهی کند،چون اعتقاد داشتند اگر بی دلیل از این موضوع بگذرند دیگر نمی توانند در آن شهر زندگی با عزت واحترام زندگی کنند .هرکس باید از شخصیت خود دفاع کند کسی که به شخصیت ما توهین می کند باید نسبت به آن عکس العمل نشان دهیم اما نه با دعوا بلکه با عقل و درایت .شخصیت ارزش و احترام است که ما برای خودمان قائل هستیم.نه به شخصیت دیگران لطمه بزنید نه اجازه ی این کار را به دیگران بدهیدکه به شخصیت شما لطمه بزنند.فردی که مسئولیت هایش را درست ایفا نمی کندوقوانین را زیر پا می گذارد  سزاوار این است که شخصیتش خورد شود ولی اگر فردی کار نادرستی نکرده است وبقیه قصد تخریب شخصیت او را دارند باید از   شخصیت خود دفاع کند با استفاده از عقل وتفکر.
به شخصیت از سه طریق  ضربه وارد می شود:
۱_عقل ونفس اماره سر فرماندهی شهر وجودی با هم کشمکش دارند در بیرون هم می توانیم مثال بزنیم کسی که احساس بی لیاقتی بکند، حس اطلاعات را برای عقل می برد اما نفس اماره در آن دست می برد وآن را وارونه می کند واو هم براساس این اطلاعات حکم اشتباه می دهد .عقل اگر اشتباه کند هم به ضرر شهر وجودی است هم خودش، چون جایگاهش پایین می آید .نفس اماره اشتباهات را برایش رو می کند ومی گوید تو دیگر در آن حد نیستی و... حال اگر عقل خودش این ها را باور کند خودش جایگاهش را پایین می آورد.
۲_عقل در شرایطی قرار بگیرد که نفس به آن بگوید به صلاح خودت و شهر وجودی است که این حکم را بدهی وعقل هم حکم را می دهد بعدا متوجه می شود که اشتباه کرده است ومی گوید کاش به نفس اماره گوش نداده بودم شما هم خودتان تجربه کرده اید که مثلا اگر تهمت ناروا به کسی بزنیداحساس گناه زیادی می کنید که همیشه همراهتان است در این شرایط عقل دیگر نمی تواند تشخیص خوب و بد را بدهد ودائم می گوید نکند اشتباه کنم ؟نفس اماره وشیطان دشمن آشکارمان هستند.
۳_خود عقل می داند این حکم اشتباه است اما نفس اماره به زور و تهدید می گوید این حکم را صادر کن واگر هم این کار را نکند نفس تهدیدش را عملی می کند پس مجبور است.
شخصیت اگر از این سه جهت یعنی احساس بی لیاقتی ،احساس گناه و احساس تهدید ضربه بخورد، شخصیت او تخریب شده وبه راحتی قابل درست کردن نیست چون زخم صور پنهان است مگر اینکه فرد جهان بینی اش بالا رودوتغییری در نگرش وتفکر خودایجاد نماید ، می تواند آرام آرام زخم ها را درمان کند.
پس اگر شخصی شخصیتش ضربه بخورد نه عزت نفس دارد نه اعتماد به نفس یعنی احساس توانمندی کردن.
 مثلث شخصیت امنیت ،احساس توانایی یا لیاقت واحساس معصومیت است.معصومیت یعنی همیشه دوست دارد در جهت خیر وپاکی گام بردارد.

شخصیت می تواند از یک ضلع یا همه ی اضلاع مثلث تخریب شخصیت تخریب شود.کسی که شخصیتش تخریب شده باشد دیگران می توانند روی احساسات و عقلش تاثیر بگذارند یعنی اگر به او بگویند تو چه قدر چاقی یا...قبول می کند کسی که احساس بی لیاقتی می کند همیشه می خواهد مورد تایید دیگران قرار بگیرد ومدام می گوید مردم چه می گویند.وقتی شخصیت ضربه بخورد  در ،بازاست برای احساسات والقائات منفی نیروهای بازدارنده .مثلا کسی که دائما مورد تهدید قرار گرفته دوست دارد به قدرت برسد چون پیش خودش می گوید اگر من قدرت داشتم این بلا سرم نمی آمد ووقتی هم به قدرت برسد زیر دست هایش را تهدید می کند و چون دارد در جهت همان احساس پیش می رود شخصیتش روز به روز بیشتر خورد می شود وپیش خودش فکر می کند دارد
شخصیت خودش را با ثبات می کند مثلا به مهمانی می رود وفردی بدون قصد به او سلام نمیکند می گوید ، نکنه فلانی پشت سر من یک حرفی به او زده و...همین طور احساسات و افکار منفی به اوهجوم می آورد و خیلی برایش مهم است که دیگران به او احترام بگذارند واگر نگذارند ناراحت می شود. 
اما کسی که شخصیتش سالم باشد اصلا اجازه نمی دهد دیگران روی او تاثیر بگذارند یعنی اگر کسی به او بگوید چه قدر چاق شده ای می گوید من این مدلی دوست دارم واصلا اجازه نمی دهد کسی او را متهم کند یا لیاقت وتوانایی او را زیر سوال ببرد یا تهدیدش کند.
کسی که احساس گناه دارد همیشه می خواهد خودش را تبرئه کند و اگر اتفاقی بیفتد می گوید من نبودم و فکر می کند همه می خواهند به او گیر دهند و همیشه دنبال مقصر می گردد.مصرف کنندگان هم تا قبل از به کنگره آمدن همه را مقصر می دانستند به جز خودشان، چون می خواهند از احساس گناهی که انجام داده اند ، فاصله بگیرند.
کسی که احساس بی لیاقتی می کند همیشه می خواهد مدرک جمع کند تا خودش را ثابت کندکه با لیاقت است. کسی که شخصیتش سالم است می داند خدا توانایی های زیادی در اختیارش گذاشته ومی تواند از آن استفاده کند اما افرادی با شخصیت ناسالم می گویند توانایی من ۵۰درصدش در اختیار من است . کسی که شخصیت سالم داشته باشد احساس امنیت دارد یعنی می گوید من در خانواده ،در جامعه و..احساس امنیت دارم و با تلاش خودم می توانم در زندگی موفق شوم. همیشه نمی ترسد که کسی ضربه ای به او بزند .در جهت پاکی پیش می رود و اگر خطایی کرد می گوید انسان ممکن الخطاست، من جبرانش می کنم ومدام خودش را بابت آن گناه سرزنش نمی کند فرد با شخصیت ناسالم هیچوقت نمی تواند خود را ببخشد .
 برای همین می گوییم خدمت کن تا بفهمی توانمندی .تواین جا امنیت داری پس راحت مشارکت کن و تجربه ات را به  دیگران بگو.

اگرشخصیت خورد شده باشد،از درون نفس اماره به او ضربه می زند وازبیرون افراد دیگر.
  چه چیزهایی حس را آلوده می کند؟
تاریکی ها که انواع مختلف دارد مثل اعتیاد یا ناامیدی.ناامیدی ما را از حرکت باز می دارد چون حس باعث حرکت ما می شود.برای اینکه ما اجزای صورت پنهان را نمی توانیم ببینیم وبتوانیم یک رابطه ای با آن برقرار کنیم تعاریف به تنهایی به ما کمک نمی کنند باید تصاویر ذهنی وتمثیل هایی هم داشته باشیم که برای نفس شهر را مثال زده اند یک شهری که ساکنان بد وخوب درونش هست.ماهیت این شهر به شهروندانی که در آن زندگی می کنند بستگی دارد اگر شهر ناامن باشد می تواند به شهر امن تبدیل شود و بالعکس.به شرطی که ساکنان آن تغییر کنند.مثلا یک شخصی که سقوط آزاد می رود برایش این طور تصویر سازی می کنند که ارازل و اوباش شهر وجودیت با سقوط آزاد تو،حمله می کنند و...تو باید این حمله را بپذیری چون باید از این مرحله عبور کنی ومردم شهر وجودیت در مقابل این ها قوی نیستند اما وقتی مواد را پله پله کم کنی ساکنین شهرت آموزش داده می شوند وحتی آن ارازل واوباش هم  خوب می شوند و تاسیسات ساخته می شود قدرت نظامی و امنیتی شهر بالا می رود و...وموادآخری را که بخواهی قطع کنی آن ها دوباره حمله می کنند اما دیگر این شهر آن شهر سابق نیست و و تو به راحتی می توانی پله ی آخر را هم طی کنی .وقتی چنین تصویر ذهنی برای مصرف کننده ایجاد کنی راحت می تواند سفر کند.
کسی که حسش آلوده شده باشد انگار که در یک چرخ و فلک است و از آنجا دنیا را نگاه می کند واین چرخ و فلک معمولی نیست وسرعت زیادی دارد ودر همه ی جهت ها می چرخد وچشم سومشان باز می شود مخصوصا مصرف کنندگان شیشه.البته این چرخ وفلک خیالی است. اگر کسی مدت کوتاهی در چرخ و فلک باشد کیف دارد اما کسی که همیشه در چرخ و فلک است برایش عذاب آور است.کسی می تواند احساس این فرد را درک کند که خودش هم در چرخ و فلک باشد یعنی راهنما می تواند چون خودش در چرخ و فلک بوده و پیاده شده است .کسی که سقوط آزاد کند انگار که یک دفعه او را از چرخ و فلک پایین بیاوریم که بسیار حالش بد می شود اما ما در طول سفر به آرامی سرعت چرخ و فلک را کم می کنیم و بعد متوجه دنیای واقعی می شود هنگامی که از چرخ و فلک پیاده شد در سلامت کامل است.پس کسی که در چرخ و فلک است،عقل دارد ولی عقلش از کار می افتد . 
در سفر اول باید سرت را با سر راهنما عوض کنی یعنی تصمیمات مهم را نگیری وهرکار می خواهی بکنی به راهنما بگویی چون راهنما در چرخ وفلک نیست و می تواند کمکت کند ولی در سفر دوم می توانی خودت تصمیمات زندگی را بگیری بدون کمک راهنما ،چون حست آرام آرام پالایش شده.حس اولین شروع به کار گیری قوه ی عقل است.
کسی که به رهایی می رسد عقلش بالا می رود ومسائل بزرگتر را می تواند حل کند.در سفر اول مسافران نباید در مورد صور پنهان سوال کنند چون سفرشان خراب می شود چون عقلش هنوز به کار  نیفتاده.کسی که عقلش ناقص است وقتی مسئولیت بزرگ به او بدهی قبول می کند ،اما کسی که عقلش تکامل پیدا کرده، می فهمد این مسئولیت سخت است . فکر می کند و سپس تصمیم می گیرد.
برای عقل هم مدل قلعه را در نظر گرفته اند.عقل ما در قلعه زندگی می کند ودر بین مردم نیست اگر بین مردم بود، اورا می کشتند.
ما همسفران از بس حواسمان به مسافران بوده عقل خودمان از کار افتاده و کارهای خودمان را درست انجام نمی دهیم.
نویسنده:همسفر مهسا
دستور جلسه ی هفته ی آینده: امتحان از وادی چهارم وسی دی مثلث شخصیت ودر ادامه وادی پنجم کار می شود.
در ضمن از این بعد جلسات همسفران روز های یکشنبه رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار می کند.






نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : درمان اعتیاد، کنگره۶۰، مثلث شخصیت،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic