درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
جمعه 11 تیر 1395 :: نویسنده : همسفر میترا        

به نام خدا

برگزیده از سی دی قلعه ی عقل

حس همانند خداوند است یعنی برای اینکه خداوند رابشناسیم باید یک حس خاص داشته باشیم.این حس معمولاً در اثر درد، رنج و ناکامی بوجود می آید. زمانی که انسان احساس قدرت وتوانایی می کند، این حس دراو ایجاد نمی شود بلکه هنگامی که انسان در کارهایش موفق است ،کم کم این باور در او بوجود می آید که عامل این موفقیت خود اوست وعامل دیگری وجود ندار د.

اما زمانی که در مسیری قرار بگیرد که از کار خود نتیجه نگیرد و این حالت تداوم پیدا کند شخص قدرت خود را از دست می دهد و به عمق تاریکیها می رسدو کاری از او ساخته نیست ، در این زمان کسی را از درون صدا می زند و پاسخ می شنود.

شرایط تغییر می کند و از ناتوانی به سمت قدرت، توانایی و حیات می رود شخص به آنالیز می پردازد ومی فهمد چیزی جز خودش وجود دارد که همان خداوند است.

 همه چیز را نمی توان  با آموزش دیدن  به دست آورد بخشی از مهمترین چیزها باید توسط فرد انجام شود واز استاد وراهنما کاری ساخته نیست...

======================================================

در ادامه ی مطلب بخوانید...

 همه چیز را نمی توان  با آموزش دیدن  به دست آورد بخشی از مهمترین چیزها باید توسط فرد انجام شود واز استاد وراهنما کاری ساخته نیست.

باید یک خواسته درون شخص باشد تا استاد بتواند آن را پرورش دهد، تفاوت معلم دانا ومعلم ناشی در این است که معلم دانا خواسته را درون شاگرد می بیند، اما معلم ناشی  اصرار بر خواسته ای می کند که در شخص وجود ندارد.

راهنما یک انرژی به رهجو می دهد و یک انرژی از او می گیرد که باعث ایجاد یک حس خوب می شود واین حس خوب  به او می گوید که به سمت ارزشها  برود وحس راهنما قطب نمای اوست که هراشتباه مانند یک آهنربا عمل می کند که باعث می شود جهت را درست نشان ندهد. وظیفه راهنما هدایت رهجو است نه بوجود آوردن خواسته در او.

مغز ما مکانیزم پیچیده ای دارد ویک مترجم برای عقل است،ما  یک شهر وجودی داریم  وبراساس اینکه انسانها چگونه در این شهر زندگی می کنند وچقدر پالایش شده اند، شهر چهرهای  مختلفی دارد، در این شهر یک قلعه با مرکز فرماندهی وجود دارد که محل سکونت عقل است به آن قلعه عقل میگوییم.

هر ماده ای نمی تواند از سد خونی مغز عبور کند فقط مولکولهای خیلی ریز که آلکولید هستند و مواد مخدر می باشند، قابلیت ورود به مغز را دارند.

سربازان دانایی اجازه ورود هر چیزی را به قلعه ی عقل نمی دهند. هرگاه خواسته ها بتوانند براحتی وارد شوند کار ما بسیار دشوار می شود.

راهنما آنچه در عمق وجود شخص می باشد و قابل رویت نمی باشد را می بیند وبا تلنگری آن را نمایان می کند،تا شخص بداند چه تواناییهایی دارد و چه کارهایی می تواند انجام دهد.

جهان بینی مانند ابزاری است در دست ما تا نگاه دقیق تری به مسائل زندگی داشته باشیم،با کمک جهان بینی فهمید یم یک شهر وجودی داریم که ذرات نفس اجزای تشکیل دهنده آن هستند .

سربازان دانایی رابط بین حاکم و شهروندان هستند آنها خواسته ها را به گوش حاکم می رسانند وبه خواسته های نامعقول اجازه ورود نمی دهند یعنی همان تشخیص ماهیت خواسته ها در هر شکل ولباسی که همان مفهوم دانایی می باشد.

علم الیقین، جزءدانایی نمی باشد .تا زمانی که دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل نکنیم،  اطلاعات عمومی محسوب می شود و دانستنیهای ما همان مرتبه ی علم الیقین است.

مطالب خارج از مثلث دانایی مطالبی هستند که ما از آنها چیزی نداریم، مطالب درون مثلث شامل مطالبی است که ما درست یا غلط آنها را می دانیم ،مطالب روی ضلع یا حاشیه مطالبی هستند که ما در مورد صحت آنها تردید داریم ،مراتب دانایی، همان عیاردانایی است.

عین الیقین جزء دانایی محسوب می شود در این مرحله ارتباط و پیوستگی بین موجودات رخ می دهد یعنی ایجاد پیوند محبت بین موجودات.

در مرتبه حق الیقین خود إلقایی اتفاق می افتد و شخص تجربه ای می کند وبا إلقا به خود باعث ایجاد یک حس در خود می شود. درمرحله عین الیقین إلقا حس رخ می دهد که بین دو نفر پیوند نزدیک احساسی باشد، حتیٰ اگر از نظر مکانی فاصله زیاد باشد ؛هر دو می توانند احساس غم وشادی یکدیگر را حس کنند.

تفکر وافکار با هم فرق دارند تفکر در یک جهت خاص ازمجهول به معلول می باشد ومدیریت آن در کنترل ماست وآن را کنترل می کنیم تفکر دارای جهت وهدف می باشد وآن را تا رسیدن به هدف ونتیجه ادامه می دهیم ؛ اما افکارممکن است در مورد چند موضوع باشد و انرژی ما را پخش می نماید. کنترل و هدایت آن از دست ما خارج است. در افکار ما به خیال پردازی وتصویر سازی می پردازیم.

 نویسنده :همسفر میترا





نوع مطلب : برداشت ها، 
برچسب ها : درمان اعتیاد، کنگره۶۰، قلعه ی عقل،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 تیر 1395 11:33 ق.ظ
خداقوت بسیارعالی بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات