تبلیغات
گلستان معرفت - گزارش عملکرد لژیون دوشنبه،مورخ ۹۵/۴/۱۴
درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
چهارشنبه 16 تیر 1395 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام قدرت مطلق الله
روز دوشنبه ،مورخ ۹۵/۴/۱۴ هشتمین جلسه ی لژیون بااستادی خانم نرگس ودبیری خانم میترا وبا دستور جلسه ی سی دی قضاوت،رأس ساعت ۱۷:۳۰ آغاز به کار کرد.
نتیجه تصویری برای عکس قضاوت کردن
ما پیامد ونتیجه ی خیلی کارهایی که انجام می دهیم را نمی دانیم ونمی دانیم چه بهای سنگینی باید پرداخت کنیم .اگر می دانستیم مطمئنا انجام نمی دادیم از جمله قضاوت کردن. قضاوت کردن نظراتی است که ما درمورد هرچیزی می دهیم حتی یک اه گفتن ، قضاوت کردن است. قضاوت ریشه در جهالت ما دارد. یک نقطه ی تاریک و...

===========================================
در ادامه ی مطلب بخوانید..

خانم میترا: 

من همیشه می گفتم قضاوت کار خداوند است ولی خودم درمورد مسافرم قضاوت می کردم . وقتی فهمیدم مواد مصرف می کرده همیشه می خواستم بگویم که هرکاری میکند اشتباه است وفقط نکات منفی را دراو می دیدم.

برای او جبهه گیری می کردم . ازاین سی دی فهمیدم که خودم اشتباهاتی کرده ام ونباید فقط عیوب دیگران را ببینم. حتی به اندازه ی خیلی کم آن عیب درمن وجود دارد که آن را احساس کردم. چشم عیب خودش را نمی بیند. اگر من قضاوتم رامتوقف کنم،همه چیز عکس می شود. دیدگاهم نسبت به خودم باز میشود وآن نورافکن را درون خودم می اندازم وایرادهای خودم را می بینم.

خانم مریم:

خطایی که من به خاطر آن دیگران را سرزنش کردم، خودم انجام دادم وآن مسئله برای خودم پیش آمد. انسان فکر می کند که آن صفت درون خودش نیست ، راست می گوید چون خودش آن را نمی بیند. پذیرش اینکه صفات بد درون خود باشد خیلی سخت است.

خانم زهرا :

غیر از اینکه ما قضاوت کردیم ،دیگران هم درمورد ما قضاوت کردند وما را اذیت کردند. حتی یک لحظه نخواستند خودشان را جای من بگذارند وشرایط مرا ببینند. فقط حرف می زدند. بفهمند چرا این ایراد در زندگی من پیش آمده. این طوری فقط دلخوری پیش می آید. سعی می کنم قضاوت وتجسس انجام ندهم چون به من مربوط نیست. اگر قرار باشد این آموزش ها را عملی نکنم چه فایده ای دارد؟

سخنان استاد:

ما پیامد ونتیجه ی خیلی کارهایی که انجام می دهیم را نمی دانیم ونمی دانیم چه بهای سنگینی باید پرداخت کنیم اگر می دانستیم مطمئنا انجام نمی دادیم از جمله قضاوت کردن. قضاوت کردن نظراتی است که ما درمورد هرچیزی می دهیم حتی یک اه گفتن ، قضاوت کردن است. قضاوت ریشه در جهالت ما دارد. یک نقطه ی تاریک ویک ضدارزش است که باید درستش کنیم. ما،در مسائل حیاتی خودمان باید قضاوت کنیم تا پیشرفت کنیم ولی ما معمولا درمورد چیزهایی که به ما مربوط نیست وعلمش را نداریم ودرمورد دیگران قضاوت می کنیم.

هرچیزی اگر روی تعادل باشد خوب است ولی از آن که بگذرد تخریب به وجود می آورد. قضاوت تا یک جایی خوب است ولی از یک جایی به بعد مارا تبدیل به یک انسان متجسس وغیبت کن می کند که پشت سر دیگران بدگویی می کنیم.

اگر انسان یاد نگیرد که کجا قضاوت کند وکجا قضاوت نکند در تکامل خودش دچار اختلال می شود وآن سدی بزرگ ، سر راهش می شود. ما وقتی قضاوت می کنیم مانند پلی می شویم که دیگران از روی ما رد می شوند وبه هدفشان می رسند وما همان جا می مانیم. قضاوت نکنیم تا دیگران درمورد ما قضاوت نکنند. وقتی ما قضاوت می کنیم یک حکمی درمورد آن شخص صادر می کنیم وبرچسبی وعیبی به آن می چسبانیم ویک حس بدی درون ما نسبت به او به وجود می آید. مثل اینکه ما یک صفحه از یک کتاب را بخوانیم ودرمورد کتاب نظر بدهیم که خوب است یا بد؟

ما از زندگی انسان ها خبر نداریم حتی اگر از زندگی این دنیای آن ها اطلاع کاملی داشته باشیم از زندگی روز الست شان تاحالا هیچ اطلاعی نداریم. چه طور می توانیم بگوییم که فلانی این کار را کرد،خوب است یابد؟ می گویند: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.  برای اینکه ما مورد قضاوت اشتباه مردم قرار نگیریم خودمان را در شرایط ناجور قرار ندهیم که آنها قضاوت کنند. وقتی درمورد کسی قضاوت می کنید نشان نمی دهد که او چه شخصی است ، نشان می دهد که شما چه کسی هستید. ما آینه ی همدیگریم وانعکاس صفت خودمان را دردیگران می بینیم. بارها شده که قضاوت کردیم وبعد دیدیم که قضاوتمان اشتباه بوده. چه قدر حالمان خراب شد وانرژی ما به هدر رفت. اول که قضاوت کردیم ناراحت شدیم که به شخصی اعتماد داشتیم وآدم بدی از آب درآمد وبعد که فهمیدیم اشتباه کردیم و بیشترانرژی از دست دادیم ودچارعذاب وجدان شدیم چون فهمیدیم او آدم خوبی بوده وما برچسب های بدی به او چسباندیم . حتی اگر این قضاوت درون ذهن ما باشد وکسی نفهمد تخریب زیادی برای ما دارد.

درمورد کسانی که از آنها شناخت واعتماد نداریم بیشتر قضاوت می کنیم. اگر شناخت داشته باشیم می دانیم که بی دلیل کاری نکرده ومی توانیم به راحتی ازخود او بپرسیم ودرمورد او قضاوت نکنیم. بیشترین قضاوت را درمورد مسافرانمان کردیم.هر کاری می کردند یک قضاوتی درمورد آنها کردیم.

خطای دیگران را به آنها ثابت نکنیم، چون آنها قبول نمی کنند وتا خود شخص آن عیب را درون خودش نیابد ونخواهد آن را درست کند از دست هیچ کس، کاری برنمی آید. دربدترین ما آنقدر خوبی هست ودر بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچ کدام صلاحیت عیب جویی ازهم را نداریم. هر قضاوتی که درمورد دیگران می کنیم وآنها را سرزنش می کنیم از این دنیا نمی رویم وشرایطی مانند او برای ما فراهم می شود تا دیگران درمورد ما همان قضاوت را بکنند ومرا سرزنش بکنند تا به من ثابت شود که همه ی آدم ها درتاریکی شبیه هم هستند.

وسپس استاد در مورد سی دی صحبت کردند.

 حس معادل نیرو است وبرای انجام هر کاری باید حس داشته باشیم .برای به وجود آمدن حس حتماً باید دو قطب داشته باشیم ویک قطب حس به وجود نمی آورد .بین یک قطب مثبت با یک قطب مثبت دیگر یا یک قطب منفی با یک قطب منفی دیگر یا یک قطب مثبت با یک قطب منفی وقطب های هم نام هم دیگر را دفع می کنند وقطب های غیرهم نام هم دیگر را می ربایند .اگر یک آهن ربای قوی داشته باشیم ویک چوب کنار آن بگذاریم هیچ نیرویی بین آن دو به وجود نمی آید ولی اگر یک میخ کوچک در چوب فرو کنیم ،نیروی جاذبه بین آن دو به وجود می آید وآن میخ قطب دوم را تشکیل می دهد.میخ در چوب تمثیل ناخالصی های درون ماست که از جنس آن آهن رباست .در کنگره وقتی درمان اتفاق می افتد که ناخالصی مصرف مواد صفر شود .

وقتی شخص در کنار مواد ومصرف کننده ها قرار می گیرد ،حس مصرف مواد ندارد وهیچ جاذبه ودافعه ای ندارد ومثل همان چوب خنثیٰ می شود .

اگر ما نسبت به یک مکان یا شخصی احساس خوبی داریم ،به او حس جاذبه داریم .یعنی آن مکان یا آن شخص قطب مثبت است وصفت مثبتی دارد که مکمل آن یا حالت منفی آن در من است .اگر قطب مثبت من باشم وقطب منفی کسی دیگر،باز هم حس جاذبه بین ما به وجود می آید .در صورتی که در شرایط عادی کسی نمی خواهد به یک موجود منفی نزدیک شود .مثل وقتی که مردم عادی به از یک مصرف کننده ی مواد خوششان نمی آید وبه او نزدیک نمی شوند ،ولی راهنما وقتی که مصرف کننده ای وارد کنگره می شود ،به او توجه می کند واو را دوست دارد ؛چون این عشق وعلاقه را خدا در دل او می گذارد که به کسی که یک روزی مثل او بوده کمک کند وحس جاذبه داشته باشد.

وقتی از کسی خوشمان نمی آید ،حتماً صفت بدی  که در اوپیدا کردیم ،در ما وجود دارد حتیٰ خیلی کم وهم دیگر را دفع می کنیم ،ولی چون از یک جنس هستیم هم دیگر را پیدا می کنیم .از هر چه بدمان می آید ،به سرمان می آید .

گاهی دو نفر یک صفت مثبتی دارند ولی از صفت مثبت هم راضی نیستند وهم دیگر را دفع می کنند.

بین دو قطب که نیرو به وجود می آید ،آن قطبی تأثیر گذار تر است که صفت او،چه مثبت وچه منفی ،قوی تر باشد .برای همین می گویند با افراد منفی نشست وبرخاست نکنید ؛چون آن ها قویتر هستند وروی شما تأثیر منفی می گذارند.بعضی صفات درلایه های درون ما هست که ما نمی توانیم آن ها را ببینیم وخبر نداریم ؛چون بذر هستند ودر آستانه ی تولد .وقتی بستر مناسب مهیا شود ،رشد می کنند وثمر می دهند .این مدت زمان من فکر می کنم که آن صفت را ندارم ولی آن صفت دارد رشد می کند وبعد از گذشت چند سال من متوجه می شوم آن صفت را دارم .همان صفتی که به دیگران نسبت می دادم.

بین دو نفری که هر دو درتاریکی هستند ،اگر جدال پیش آید ،کسی ضرر می کند که ناخالصی کمتری دارد وخوبتر است .پسبا کسانی که فکر می کنید در صراط مستقیم نیستند وزبان منطق ندارند ،وارد بحث وجدال نشوید .به عبارتی با نادان سخن نگویید .

قضاوت کردن مانند جنگ کردن با دیگران است جنگی که در صور پنهان است ومن موشک های خود را به شهر وجودی آن شخص می فرستم وآن جا را نابود می کنم واو هم بیکار نمی نشیند وهمین کار را با من می کند .موشک ها یی که از قلب وافکار ما بیرون می آید حتماً به هدف می خورد .وفاصله ی زمانی ومکانی در آن تأثیر ندارد .حتیٰ اگر آن شخص مرده باشد ودر مورد او قضاوت کنیم،حس بد ما را نسبت به خودش احساس می کند.

عوارض قضاوت کردن چیست؟

انرژی زیادی از انسان می گیرد ،تمام حس های بازدارنده ی آن شخص به ما می رسد وبصیرت ما کور می شود وآن صفتی که در او دیدیم را نمی توانیم در خود پیدا کنیم.نفس اماره روی عیوب ما را می پوشاند که ما نتوانیم آن ها را ببینیم .چون اگر عیوب خود را ببینیم ۵۰ درصد تزکیه راانجام داده ایم وآن عیب را برطرف می کنیم .پس مشکل اصلی تزکیه ی انسان زدودن تاریکی نیست ،ندیدن تاریکیست.

یک راهی که برای قضاوت نکردن هست این است که نسبت به آن مکان یا آن شخص مثبت اندیش باشیم وموج مثبت بدهیم.ممکن است چندین سال طول بکشد که ما بتوانیم قضاوت خود را درست کنیم ونیروهای منفی درون ما نمی گذارند که ما این کار را بکنیم ؛چون چندین سال ما با قضاوت کردن به آن ها انرژی مجانی داده ایم .

هر کاری می کنید برای تأیید وجلب نظر دیگران نباشد وروی نظر دیگران حساس نباشید .این به اعتماد به نفس شما ربط دارد واگر حساس باشید قضاوت دیگران به شما آسیب می رساند.ما نمی توانیم همه را از دست خودمان راضی نگه داریم وبعضی ها هستند که از ما خوششان نمی آید.تا موقعی که آن صفات بد در ما هست ،قضاوت دیگران واین که برچسبی به ما بچسبانند، ما را ناراحت می کند؛ولی اگر آن صفت را در درون خودمان به تعادل رسانده باشیم ، قضاوت دیگران ما را نمی رنجاند چون از درون می دانیم که آن صفت را نداریم .

سپس جلسه با دعای اعضاء به پایان رسید.

نویسنده :همسفر معصومه وهمسفر نرگس

دستورجلسه ی هفته ی آینده :امتحان از وادی ۷،سی دی قضاوت وسی دی قلعه ی عقل ودر ادامه وادی هشتم





نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.