تبلیغات
گلستان معرفت - گزارش عملکرد لژیون در تاریخ ۹۵/۴/۲۱
درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
چهارشنبه 23 تیر 1395 :: نویسنده : همسفر میترا        


به نام قدرت مطلق الله

جلسه نهم از دور اول لژیون با استادی خانم نرگس و دبیری خانم میترا با دستور جلسه " وادی هشتم " در تاریخ 95/4/21 رأس ساعت 18:30 آغاز بکار نمود.


                                 

ما یک باردر روز الست با خداوند پیمان بسته ایم ؛اما آن را فراموش کرده که پیمان بسته ایم. ازپروردگارخود را اطاعت کنیم وفرمان اورا اجرا کنیم؛ در"وادی هشتم" یک بار دیگرپیمان خود را تجدید می کنیم در ابتدای این وادی گفته شده در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته وبه مکانی بروید که فرمان است،یعنی روح خود را به پرواز درآورید . جسم ما جذب زمین می شود و روح ما جذب آسمان می شود،هرگاه کار ارزشی انجام دهیم روح ما شاد می شود وبه پرواز در می آید وبه آسمان می رود...

=========================

در ادامه ی مطلب بخوانید...

 


                                 


 


  

درآغازبکارلژیون استاد از "وادی هفتم ،سی دی قلعه عقل وقضاوت امتحان گرفتندو    درمورد 5 سوالی که استاد به اعضای لژیون داده بودند به گفتگو پرداختیم وهر یک از همسفران نظرات خود را بیان کردند.

همسفر زهرا: قبل از اینکه مسافر من به کنگره بیاید اگر کسی درمورد مسئله اعتیاد صحبت می کرد من همه حرفهای او را به خود می گرفتم و  ناراحت می شدم چون احساس می کردم روی سخنش با من است،در حقیقت نقطه تحمل و ظرفیت پایینی داشتم وبا اینکه ازاعتیاد مسافرم اطلاع داشتم نمی خواستم این مسئله را بپذیرم وفوراً جبهه گیری می کردم وسریعاً واکنش نشان می دادم ،اما حالا که به کنگره می آیم و می دانم که مسافرم درحال درمان است آرامش زیادی پیدا کرده ام صبر وتحمل بیشتری هم دارم.

همسفرمیترا:از وقتی به کنگره آمدم سعی کردم هرچه که یاد می گیرم در زندگی خود بکار ببرم وهر آموزشی را درمکان وموقعیت مناسب استفاده کنم.درسفراول تنها سلامت مسافران برای ما کافی است وباید منتظرتغییر بیشترآنها درسفردوم باشیم ، اما تصمیم  گرفته ام خودم قضاوت نکنم، با کسی جدل نکنم،قبول کنم اشتباه می کنم وفکر نکنم همه کارهایم درست است . تغییرات را درخود آغاز کنم ومنتظر تغییرمسافرم نمانم.

همسفرمریم:هرگاه با دانایی کامل وبه درستی اطمینان داشته باشیم که یک صفت بد در من صادق نیست نباید ازنظردیگران ناراحت بشوم و به نظرشان اهمیت بدهم ،اما وقتی که متوجه یک صغت ناشایست هر  چند به مقدار کم دروجود خود شدم باید آن را بپذیرم وسعی کنم آن را در خود به تعادل برسانم.هرگزدرزندگی خود احساس نکرده ام دشمنی داشته باشم اگرهم دشمنی باشد باید ازاو در جهت پیشرفت خود استفاده کنیم.

همسفرنجمه:باتفکرافراد را آنگونه که هستند بپذیریم، درکنگره یاد گرفتیم دیگران راقضاوت نکنیم وآنها را همانطورکه هستند قبول کنیم وبا صفات خود را به تعادل برسانیم تا به آرامش برسیم.من سعی کرده ام صفت بد را در وجود خود ازبین ببرم وتا حد امکان در خود تزکیه وپا لایش انجام دهم ودیگران را نیز قضاوت نکنم.

سپس استاد نقطه نظرات خود را بیان کردند و فرمودند:برخی از صفات دروجود ما اصلاً به تعادل نرسیده اند که دلیل آن عمیق بودن ریشه این صفات دروجود ما می باشد، مثلاً صفت صبر که در برخی از مسائل ما صبر می کنیم ؛اما متاسفانه دربرخی مسائل نیزباعجله وبدون تفکر عمل می کنیم. گاهی دشمنی دیگران نسبت به ما باعث پیشرفت ما درزندگی می شود ،اما مهم این است که ما بفکرانتقام نباشیم تا خیروبرکت وارد زندگی مابشود.اگر خدا بخواهد نیروهای بازدارنده باعث پیشرفت ما می شوند.هرگاه کسی به ما بدی می کند این کاراو بدلیل جهل ونادانی اوست، این عمل اوباعث می شود که دیگران از او دور شوند ویک حس دافعه نیز بوجود می آید.این عمل او نشان می دهد که چقدر حال خودش بد است بقول آقای امین یک شیلنگ برای اینکه بتواند آب بدهد ابتدا باید خودش پـُر از آب شود تا بعد ازآن به بیرون هم آب بدهد،یعنی حال اوآنقدر خراب است که باید مقداری از آن را بیرون بریزد.آن شخص معلم بد ماست وبه ما می آموزد که بدی بد است وشخصی که بدی می کند ،خودش در جهنم است ولی خیال نمی کند در جهنم است .

در ادامه استاد در مورد "وادی هشتم سخن گفتند وفرمودند:

نتیجه تصویری برای تصاویری در مورد پیمان بستن

ما یک باردر روز الست با خداوند پیمان بسته ایم ؛اما آن را فراموش کرده که پیمان بسته ایم. ازپروردگارخود را اطاعت کنیم وفرمان اورا اجرا کنیم؛ در"وادی هشتم" یک بار دیگرپیمان خود را تجدید می کنیم در ابتدای این وادی گفته شده در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته وبه مکانی بروید که فرمان است،یعنی روح خود را به پرواز درآورید . جسم ما جذب زمین می شود و روح ما جذب آسمان می شود،هرگاه کار ارزشی انجام دهیم روح ما شاد می شود وبه پرواز در می آید وبه آسمان می رود.

وقتی انسان راکد باشد ،مانند یک صخره گلی فرو می ریزد،در حرکت

 همه چیزبوجود می آید وشکل می گیردیکی از فرشتگان رده بالای خداوند از فرمان خدا سرپیچی می کند و خداوند او را طرد کرد،اما خداوند به اومهلت داد تا لحظه موعود قدرت خود را حفظ کند و بر علیه انسان باشد والبته این خواست ومقدرخداوند بود که شیطان را دشمن مقتدر انسان قرار داد تا انسان با وجود شیطان انتخاب درست  را انجام دهد وبه تکامل برسد،ودر صورت انتخاب اشتباه ،شیطان به سختی او را مجازات می کند مانند گرفتار شدن در دام اعتیاد که نتیجه یک انتخاب اشتباه بوده است.

کار شیطان چیست؟

هدف اواین است که انسان را از مسیر اصلی که صراط مستقیم است .  منحرف کند و باعث سرپیچی انسان از فرمان خداوند بشود

 

صراط مستقیم چه خصوصیاتی دارد؟

صراط مستقیم فقط اسمش صراط مستقیم است وگرنه مستقیم و راحت نیست بگونه ای نیست که انتهای آن پیدا وبهشت برین باشد، این ویژگیهااز خصوصیات راه شیطانی است که ظاهری فریبنده وباطنی وحشت آور دارد،صراط مستقیم راهی پر پیچ و خم است مسیری خلوت،گمراه کننده ،تنگ و تاریک،پُرازکلوخ و تیغ وخارکه باعث صدمه دیدن انسان می شود گاه انسان شک می کند آیا در صراط مستقیم است یا خیر؟ اما اگر کمی صبر کند متوجه می شود که در راه مستقیم است.

 در"وادی هفتم" آموختیم که راه خود را پیدا کنیم ودر"وادی هشتم" یاد می گیریم ذره ذره حرکت کنیم تا راه نمایان شود ، اگر درست حرکت کنیم به نقطه ای برمی گردیم که ازآنجا انشعاب یافته ایم یعنی سربلند نزد خداوند بازمی گردیم. از نقطه ای که در روزالست سفر پُرماجرای خود را آغازنموده ایم سفر خود را به پایان می رسانیم؛ البته نمی دانیم کِی این سفر تمام می شود.آیا بامرگ ما به پایان می رسد یا خیر؟

 نقطه آغاز و پایان ما یکی است اما تفاوت فاحشی دارد چون درک،آگاهی وآموزش دروجود ما باقی می ماند با آموزشهایی که می گیریم می فهمیم که سختیهایی که می کشیم واتفاقات تلخ وشیرینی که درزندگی خود تجربه می کنیم از بین نمی رود ،بلکه در نفس ما ذخیره می شود وبعد از مرگ از این اطلاعات استفاده می کنیم؛ هرگاه درکاری به نتیجه نرسیدم نباید فکر کنیم تلاش ما بیهوده بوده وماوقت وانرژی خود را از دست داده ایم زیرا دربخش دیگرزندگی،مکان دیگرو روزی دیگراین تلاشها به کار ما می آید. درست است که می گوییم "با حرکت راه نمایان می شود" امانباید بدون مقدمه ،اطلاعات،تفکرو بررسی وارد راه شویم باید تجهیزات وآگاهی کافی داشته باشیم مانند کنگره،وادی ها وراهنما که تجهیزات درمان اعتیاد هستند سفراول،دوم وسفرایکس همه سختیهای خود را دارند مانند عبور ازمنطقه یخبندان که راه تنگ باریک ،لغزنده وپر خطراست وبا کوچکترین اشتباه ممکن است مسافربه دره مخوف اعتیاد سقوط کند دراینجا گفته می شود نترس،پروامکن،حرکت کن که با حرکت راه نمایان می شود تا مسافروحشت نکند وجا نزند چون راهنما به او می گوید باید مواد راکم کنی او می ترسد که درد بکشد پس نباید بترسد،مانند ماشینی که شب در حال حرکت است وچراغهای آن می توانند تنها صد متر جلوتر را روشن کند نه تا انتهای جاده را ولی با حرکت اتومبیل وجلو رفتن کم کم مسیرروشن ونمایان می شود نیازی نیست ما بدانیم پایان راه چگونه است ؛همان اندازه که روشن می شود کافی است.

سه نکته مهم که در حرکت باید به آن توجه شود:

1-هدف فردباید مشخص ومناسب باشد گاهی هدف مشخص است اما مناسب نیست وگاهی هم هدف مناسب هست ولی زمان آن الآن نیست وشخص نمی تواند بین هدف های مناسبش اولویت آن را انتخاب کند.2-شخص برای رسیدن به هدف خود باید با تمام وجود تلاش کند.3-ممکن است چندین راه درمسیر ما باشد که شخص بایدبر حسب دانایی اش تشخیص بدهد کدام راه ارزشی است وکدام راه ضد ارزشی وازمسیر منحرف نشود. اگرهدف ما واقعاً رسیدن به سلامتی باشد مجبوریم حساب خود را تصفیه وبه صفر نزدیک کنیم،البته باید این را بدانیم که هیچوقت حساب ما صفر نمی شود اما مجبوریم از خود،خانواده وجامعه جبران خسارت کنیم.

جبران خسارت از خود:

ماهمسفران به شخصیت وروان خودخسارتهای زیادی وارد کرده ایم،جاهای زیادی ازخود دفاع نکرده ایم،باضدارزشهایی مانند کینه وحسد آبروی خود را برده ایم سلامت خود را به خطر انداخته ایم وبرای خود وقت نگذاشته ایم .جبران خسارت ما به این صورت است که الآن برای سلامتی وآموزش خود وقت می گذاریم ومتوجه خود می شویم.

جبران خسارت ازخانواده:

مطمئناً به خانواده ومسافر خود آسیبهای روحی وارد کرده ایم وحالا باید جبران کنیم ،در اینجا تنهاعذر خواهی کردن کافی نیست؛ عذر خواهی وظیفه ماست وباعث آرامش شخص مقابل می شود تا بتوانیم خسارتش را جبران کنیم واز دلش درآوریم .

جبران خسارت از جامعه:

جامعه برای ما هزینه بسیاری کرده است وما اجازه صدمه زدن به خود را نداریم ما نمی توانیم آن چه جامعه برای ما هزینه کرده را

 نادیده بگیریم .ما با ریختن آشغال،قطع درختان وکارهای دیگر به جامعه خسارت زده ایم وبا گفتن اینکه دیگران این همه جنایت می کنند حالا آشغال ریختن من خسارت نمی شود قصد توجیه کار خود را داریم،خسارتهای کوچک باعث خسارتهای جبران ناپذیری شده مانند از بین رفتن لایه اوزن ،آلودگی آب ها وتخریب سطح کره زمین و با انجام کارهای ارزشی بایدکارهای ضد ارزشی خودراجبران کنیم .

سپس جلسه با دعای اعضا به پایان رسید

دستورجلسه ی هفته آینده "لنگرکشتی را بکشیم

نویسنده :همسفر میترا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                 

 

 





نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها : درمان اعتیاد، کنگره ۶۰، وادی هشتم،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 تیر 1395 12:58 ب.ظ
بسیارعالی بوداستفاده کردم
خداقوت خدمت تمامی همسفران کنگره60
خداقوت خدمت نویسنده محترم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.