تبلیغات
گلستان معرفت - گزارش عملکرد لژیون در تاریخ ۹۵/۷/۵
درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
پنجشنبه 8 مهر 1395 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام قدرت مطلق الله

این جلسه ،جلسه ی چهارم از دور دوم لژیون خانم نرگس با استادی ایشان ودبیری خانم نجمه وبا دستور جلسه ی سی دی تقدیر مورخ ۹۵/۷/۵ رأس ساعت ۱۷:۳۰ آغاز به کار کرد.

در زندگی هر کسی یک سری اتفاقاتی می افتد که ظاهراً هم خود او در به وجود آوردن آن نقشی نداشته است به نام تقدیر ،سرنوشت ،قدر واندازه ودر کنگره هم به آن نامه ی پیشین می گوییم .در ابتدا آدم خیلی شوکه می شودوانکار میکند ونمی خواهد باور کند ،ولی بعد که می بیند واقعیت دارد ، فکر می کند که زندگیش از قالب اصلی اش خارج شده ودیگر به حالت نرمال برنمی گردد .

دچار سردرگمی می شود وتعادل زندگی اش به هم می ریزد. اولش آدم فکر می کند که این زندگی وقرارگرفتن در این شرایط سخت اجباریست درحالی که تمام این اتفاقات این زندگی وزندگی های گذشته ی ما ،با اختیار وانتخاب خودمان بوده است حتیٰ تولدمان . پس اگر فکر می کنیم جبر است از ناآگاهی ماست.تقدیر چیزی است که حتماً اتفاق می افتد وما نمی توانیم جلو آن را بگیریم ویا آن را عوض کنیم ؛ولی موقعی که در حال اتفاق افتادن است ویا بعد از آن می توانیم به آن با نوع تفکراتمان وعکس العمل هایی که نشان می دهیم ،شکل دیگری بدهیم .

niniweblog.com

لطفاً در ادامه مطلب بخوانید...


در ابتدا چند نفر از اعضای لژیون در مورد سی دی مشارکت کردند

وسپس استاد چنین گفت :

 مسئله ی زمان برای انسان خیلی مهم است وبشر همیشه می خواسته این زمان را کاهش دهد وخیلی کارهایش را با سرعت انجام دهد که برای خیلی چیزها امکان ندارد .چون تغییرات وتبدیلات در جهان خاکی به کندی صورت می گیرد وزمان زیادی می طلبد .

چون هر چه یاد گیری عمیق تر وقویتر باشد زمان زیادی می خواهد وبرای انسان که خیلی چیزها را باید در این دنیا یاد بگیرد ،برای تغییر کردن ویادگیری زمان زیادی می خواهد . ما می بینیم که یک حیوان چیز زیادی لازم نیست بیاموزد ،برای همین یک ساله به بلوغ می رسد ،ولی همین روند را انسان برای بلوغ فکری وجسمی ،در مدت ۱۸ تا ۲۰ سال طی می کند.اگر انسانی خودش بخواهد که خود را تغییر دهد ،چون خصوصیات وافکاروعقایدش ریشه در درون او دارد ،نمی تواند یک شبه ویک ماهه ویک ساله این کار را بکند واگر هم خودش نخواهد که از دست هیچ کس کاری برنمی آید .

پس فکرنکنیم که معجزه ای اتفاق می افتد وتغییرات سریعی در زندگی ما وخود ما صورت می گیرد .در زندگی هر کسی یک سری اتفاقاتی می افتد که ظاهراً هم خود او در به وجود آوردن آن نقشی نداشته است به نام تقدیر ،سرنوشت ،قدر واندازه ودر کنگره هم به آن نامه ی پیشین می گوییم .در ابتدا آدم خیلی شوکه می شودوانکار میکند ونمی خواهد باور کند ،ولی بعد که می بیند واقعیت دارد ، فکر می کند که زندگیش از قالب اصلی اش خارج شده ودیگر به حالت نرمال برنمی گردد .

دچار سردرگمی می شود وتعادل زندگی اش به هم می ریزد. اولش آدم فکر می کند که این زندگی وقرارگرفتن در این شرایط سخت اجباریست درحالی که تمام این اتفاقات این زندگی وزندگی های گذشته ی ما ،با اختیار وانتخاب خودمان بوده است حتیٰ تولدمان . پس اگر فکر می کنیم جبر است از ناآگاهی ماست .تا قبل از آمدن من به کنگره ،مدام داشتم با تقدیراتم می جنگیدم ومی گفتم چرا ؟ ولی وقتی که آموزش گرفتم ،به این نتیجه رسیدم که این انرژی را که صرف جنگیدن با تقدیرم می کنم ،صرف پیدا کردن یک راه حل درست کنم ویا آن مشکل را هضم کنم چون به هر حال روزی من بوده است .پس مهم این است که با تقدیراتمان نجنگیم وآن ها را بپذیریم . تقدیر چیزی است که حتماً اتفاق می افتد وما نمی توانیم جلو آن را بگیریم ویا آن را عوض کنیم ؛ولی موقعی که در حال اتفاق افتادن است ویا بعد از آن می توانیم به آن با نوع تفکراتمان وعکس العمل هایی که نشان می دهیم ،شکل دیگری بدهیم .

در زندگی خیلی مهم است که مشکلاتمان را حل کنیم .اگر به زور بخواهیم که تقدیرمان را عوض کنیم وآن مشکل را حل نکنیم ،از آن مشکل بدتر برایمان اتفاق می افتد واین چیزی است که خودمان خواستیم . همیشه خدا را شکر کنیم وازاو کمک بخواهیم .مردم تقدیر را سرنوشت عنوان می کنندومی گویند که روی پیشانی آن ها نوشته شده وفکر می کنند که خودشان برای آن نقشی نداشته اند ومقصر نیستند در حالی که خودشان برای تقدیرشان نقش مستقیمی داشته اند .

حال اگر بگوییم که سرنوشت چیزی است که ما در آن نقشی نداشته ایم ،پس تکلیف بهشت وجهنم چه می شود ؟ اختیارمان وحساب وکتاب روز قیامت واین که باید در زندگی ،تفکر وتعقل وتلاش کنیم چه می شود؟

زندگی ما بر پایه ی دو نیرو جلو می رود یکی تفکرات وتلاش ما ودیگری تقدیر ما

نامه ی پیشین ما با اعمال ورفتار گذشته ی ما وتفکرات ما حتیٰ قبل از تولد ،نوشته شده وقاضی یا کائنات یا قدرت مطلق بر اساس آن ،حکمش را صادر کرده است وبی خودی تقدیر ما نوشته نشده . مکانیزم اعمال ما طوری هست که کوچکترین خوبی وبدی بکنیم در آینده ی دور ونزدیک نتیجه ی آن را می بینیم .

این جهان کوه است وفعل ما ندا           باز می آید نداها را صدا

از روی همین اعمال گذشته ی من مشخص شده که من کی به دنیا بیایم ،کجا به دنیا بیایم وپدر وما در من چه کسانی باشند با چه کسانی سروکار داشته باشم ودر چه شرایطی زندگی کنم؟ وهمه اش با موافقت وخواست خود ما بوده است منتها ما نمی توانیم این را قبول کنیم چون موقعی که پا به این دنیا گذاشتیم همه چیز یادمان می رود ،ولی در ضمیر نا خود اآگاه ما هست و وقتی هم که به آن جهان می رویم ،زندگی این دنیا را به یاد نمی آوریم ویا قسمتی از آن را به یاد می آوریم . از یک بعد که به بعد دیگر وارد شویم ،خیلی چیزها از یادمان می رود .

زندگی ما مثل یک دسته چک می ماند که ما مرتباً داریم برای آینده چک می کشیم . حالا که چک می کشیم کسی با ما کاری ندارد ولی موقع چک ها که می رسد ، طلبکار ما می شوند وباید پاسخگو باشیم .اگر من یادم رفته که یک روزی چک کشیدم ،نمی توانم بگویم به من چه ؟این چک من نیست ،چرا این بلا باید سر من بیاید چرا این مصرف کننده شد حالا خودش هم برود درستش کند . این چیزی است که خودمان کاشتیم وحالا تقدیرش به ما رسیده .شاید من مواد به او ندادم که بکشد ولی با نا آگاهی خودم کاری کردم که بدتر شده ویا اگر از قبل ازدواج با من مصرف کننده بوده ،خودم یک کارهایی کردم وچیزی گفتم که تقدیرم زندگی با یک مصرف کننده شده است .من ومسافر هر دو در به وجود آوردن این تقدیر برای زندگی خودمان نقش داشتیم و برای همین هم می گوییم هر دو باید سفر کنید واین مشکل را حل کنید .

شخص ذره ذره به صورت تفریحی مواد مصرف کرده وتقدیرش این شده که یک روز مصرف کننده ی حرفه ای شود .یعنی تقدیرش را از یک آدم سالم به یک مصرف کننده تبدیل کرده است وخودش مقصر است . هر کاری امروز می کنیم فردا خودش را به ما نشان خواهد داد وجوابگو هستیم .اعمال گذشته ی من تقدیر امروز مرا رقم زده واعمال حال من تقدیرات آینده ی مرا رقم خواهد زد ،پس حواسم باشدکه چه تقدیری می خواهم برای خودم به وجود بیاورم ؟

بعضی از تقدیراتمان را از روز الست تخمش را کاشتیم والآن به ما می رسد . ما یک سری اعمالی انجام می دهیم وچند روز آینده یا چند ماه آینده ،تقدیرش زود به ما می رسدوما میتوانیم ربط آن را متوجه بشویم ویک سری اعمالی انجام می دهیم ومثلاً ۳۰ سال،۵۰ سال دیگر تقدیرش به ما می رسد ویک سری از اعمالمان چندین قرن دیگر تقدیرش به ما می رسد که حتیٰ ما دیگر در این دنیا نیستیم ولی در جهان دیگر به ما می رسد.برای همین می گوییم کاری کنید که باقیات الصالحات شما بشود مثل خدمت بلا عوض کردن .

پس پایه ی برنامه ریزی تقدیرات ما تفکر وتعقل ماست .تقدیر مثل تیری است که از چله ی کمان رها شده وحتماً به هدفش می خورد ولی ما با اعمال وتفکرمثبتمان میتوانیم کاری کنیم که این تیر به قلب ما نخورد وبه دست ما بخورد که ما را نابود نکند.

برای خودتان این طور تفسیر نکنید که حتماً من یک آدم بدی بودم شاید خدا مرا دوست ندارد واز این چیزها .گاهی فرمان الهی این است که ما بدبکنیم وبد ببینیم .این طور هم نباشیم که هر روز دست از تفکر وتلاش برداریم ومنتظر تقدیرمان باشیم .چون به یک انسان خرافاتی وبی تفکروتنبلی تبدیل می شویم .ما با تفکر وتلاش کارمان را انجام می دهیم وتقدیرات ما هر چه که باشد می آید وکارش را انجام می دهد ومی رود .

هیچ کس را برای تقدیراتمان مقصر ندانیم نه خدا ونه کس دیگر را واز کسی هم انتظار نداریم وروی خودمان حساب می کنیم .وقتی درست حرکت کنیم خدا هم به ما کمک می کند ونیروهای الهی اش را می فرستد تا به ما کمک کنند .

خدا یک کور سوی نور را به ما نشان می دهد واین ما هستیم که بخواهیم این کور سوی نور را به روشنایی کامل تبدیل کنیم ویا آن را از بین ببریم.شاید خیلی اوقات به خیر وصلاح ما باشد که این گونه در سختی ومشکل باشیم تا خیلی چیزها را یاد بگیریم .یعنی در شرایط عادی هیچ وقت آن چیزها را یاد نمی گیریم وقوی نمی شویم  .همه باید دوره ی کارآموزی را در جهنم بگذرانیم تا فولاد آبدیده شویم حتیٰ بزرگان وپیامبران هم در سختی وفشار بوده اند تا چیزهایی را یاد بگیرند . این مهم است که تا آخرین لحظه عزت نفس خود را از دست ندهید وقوی باشیدوبا عز وچز تقدیرتان را نپذیرید . به خود بگوییدکه من می توانم  این مشکل را حل کنم وبا شهامت جلو بروید .وقتی این طور باشید خدا هم از شما خوشش می آید وبه شما کمک می کند .ومی بینید این رنجی که از ان سختی کشیدید باعث بدست آوردن بهترین چیزها برای شما شد و تقدیر ما هر چه که باشد خیر زیادی در آن است به شرطی که با دیددیگری وبا حس مثبت به آن نگاه کنیم . ما برای زندگی به انرژی نیاز داریم واین انرژی را کسی دلسوز ما نیست که به ما بدهد وخود ما بایدباتفکر مثبت وبا حرکت های مثبت ،آن را برای خود به وجود بیاوریم .

سؤال : کسی که خودکشی می کند تقدیراتش چه می شود ؟

 اگر کسی تقدیراتش را نپذیرد ونتواند مشکلاتش را حل کند وبرای رهایی از آن ها خودش را بکشد ،این بدترین راهی است که در نطر گرفته ونمی تواند از مشکلات وتقدیرش فرار کند .یعنی هم آن تقدیراتی که باید به او می رسیده در جهان دیگر سرجای خودش باقیست وهم جواب اشتباه خودکشی خودش را می گیرد ودوباره تقدیر خودرا بد رقم زده وبدبختی روی بدبختی اش می آید .

خدا می گوید برای رهایی از این قضایا واین سختی ها متأسفانه هیچ راهی به جز تحمل وپذیرش آن ها وجود ندارد تا انسان تزکیه شود .گاهی ما با خدا معامله می کنیم تا از یک سختی به سختی دیگر پناه ببریم ومدل آن را عوض کنیم .

من همیشه می گویم خدایا کمکم کن تا به اشتباهات گذشته ام برنگردم ،بعد از آن که از مشکلات آن ها رها شدم .چون انسان به راحتی نمی تواند حق را از باطل تشخیص دهد واین قدر باید اشتباه کند ویک اشتباه را چندین بار تکرار کند وبلا سرش بیاید تا به درک واقعی آن موضوع برسد .

خواست وتقدیرما با فرمان خداوند جلو می رود وهر وقت مشکلات خود را حل کنیم ودر مسیر درست حرکت کنیم ،انشاءالله خدا هم فرمانش را برای ما خوب صادر می کند .فکر نکنیم با نقش بازی کردن ،دو دره کردن وماسک زدن می توانیم تقدیر خودرا خوب رقم بزنیم وحتماً زمین می خوریم .گاهی ما با نا گاهی وجهلمان ،با بی توجهی وبی تفاوتیمان تقدیر خود را بد رقم می زنیم وگاهی با  آگاهی واز روی هدف خاصی ،اعمالی انجام می دهیم که تقدیرمان بد می شود ولی این اتفاق می افتد تا ما یاد بگیریم وعوض شویم .

اگر خوب سفر کنیم وخدمت کنیم ودر صراط مستقیم باشیم ،دیگر دچار مشکل نمیشوید وکم کم تقدیرات شما خوب می شود وبه قول معروف دست به خاکستر می زنید ،طلا می شود .

نویسنده :همسفر نرگس

دستور جلسه ی هفته ی آینده : سی دی شکستن 

 





نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درمان اعتیاد، مهندس دژاکام، تقدیر،
لینک های مرتبط :
جمعه 7 آبان 1395 09:57 ب.ظ
مطالب خیلی طولانی بودخواننده خسته میشد
از انتقادپذیری شما کمال تشکر را دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.