درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
دوشنبه 27 مهر 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام قدرت مطلق الله

این جلسه پنجمین جلسه لژیون با استادی خانم نرگس ودبیری خانم مریم با دستور جلسه مثلث آرامش (توبه ،بخشش ،احقاق حق ) در تاریخ۲۶ /۷/۹۴ راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد .

درابتدا اعضای لژیون مشارکت کردند که چنین بود:
















همسفراحترام :اگر بخشش از روی ترحم ،دلسوزی وترس باشد فایده ای ندارد وواقعی نیست .آرامش را باید از طریق خدا بدست بیاوریم .وقتی عیب های خودمون را کنار بذاریم به آن آرامش واقعی دست پیدا می کنیم .آرامش را ما می خواهیم از طریق  بنده ها بدست آوریم واین اشتباه است.

همسفر مهسا:در سی دی بخشش آقای امین می گویند :بعضی حس ها در ما وجود دارند ولی ما خبر نداریم درما گم شده وما فکر می کردیم که از بین رفته اما مخفی شده بوده ودر یک اتفاق هایی ما متوجه آنها می شویم که آن حس های منفی هست .در درگیری ها باید داده های بقیه را فراموش کنیم بخشش را یاد بگیریم وداده های دیگران را که باعث به هم زدن دو نفر می شود را فراموش کنیم چون تخریب دارد وسودی ندارد.ما در مسئله ای که با دیگران داریم فکر می کنیم که حق به جانب ماست ولی همه ی حق با ما نیست وعیب هایی در صور پنهان ما وجود دارد .اگر از دروغ گویی بدتان می آید بدانید که آن صفت بد در شما هست ولی خودتان نمی دانید .آدم همیشه خودش را حق به جانب می داند وفکر می کند که ان ضربه ای که به آن خورده قابل جبران نیست .ما باید یک چیز هایی را از دست بدهیم تا چیز بهتری را بدست بیاوریم .

همسفر دلبر :در مورد توبه همه ی انسان ها جایزالخطا هستند وهر انسانی یک گناهانی را انجام داده چه کوچک ،چه بزرگ وکسی نیست که هیچ گناهی انجام نداده باشد باید توبه کنیم من فکر می کنم وقتی ما می خواهیم در مقابل خدا قرار بگیریم وچیزی از او بخواهیم این نیست که فقط اشک بریزیم ودعا کنیم که خدا ما را ببخشد در حالی که خیلی ها این کار را می کننداما من دوست ندارم اشک بریزم.باید با یک حالت خاص و یک آرامش خاصی از خدا چیزی را بخواهم .اگر اشک بریزم هم افسردگی می گیرم وهم آرامش خودم به هم می خورد.

همسفر مریم :نود ونه در صد انسان ها دارای این ویژگی هستند  چیزی که به من می دهند بستگی به آن دیدگاهی دارد که من به آن طرف دارم یعنی اگر دیدم به ان شخص خوب باشد ویژگی خوب آن شخص به من می رسد واگر دیدم بد باشد ویژگی بد آن شخص به من می رسد .اگر ما دو مطلب را قبول کنیم می توانیم ببخشیم .باید فراموش کنیم واین را باید قبول کنیم که حتما یک صفت مشترک بین من ودیگران یا آن مجموعه هست که من آن را حس کردم ودوم این که اگر من کسی را ببخشم مطمئن باشم که یک چیز بهتری بدست می آورم .در مورد اعتیاد هم اگر مصرف کننده وقتی بتواند از موادش ببخشد می تواند به آرامش برسد وسیستم شبه افیونی که در بدنش از بین رفته را درست کند .

همسفر فرزانه:وقتی یک ضربه ای به ما می خورد فراموش کردنش سخت است ولی بخشش آن محال است .بستگی به آن ضربه ای دارد که به ما می خورد اگر ضربه سخت باشد فکر می کند قابل جبران نیست .اگر خانه ی ما خراب شود در عوض یک خانه ی بهتر با ظرفیت بیشتر جای آن ساخته می شود اگر قدرت فیزیکی یک نفراز آن گرفته شود خدا به آن قدرت فیزیکی جدیدی می دهد.خدا هر چیزی را از ما می گیرد چه مادی وچه معنوی،اول باید آن را از دست بدهد تا خدا چیز بهتری به آن بدهد ویک سری انسان ها هستند که ماموریت دارند تا یک چیز هایی را از ما بگیرند اما ما را صاحب چیز های بهتری کنند پس ما باید بتوانیم  دیگران را ببخشیم .

همسفر زهرا: کسانی هستند که من حسم با آنها یکی نیست از آن ها کینه ندارم ولی از آن ها دور می شوم نمی دانم می توانم خودم را تغییر دهم تا به آن ها نزدیک شوم؟چون دور شدن از یک شخصی باعث می شود که از کسانی که در کنار آن شخص زندگی می کنند ومن آن ها را دوست دارم ، هم دور شوم .می خواهم در کنگره یک راهی برای این مشکل پیدا کنم .

همسفربتول :وقتی من یک نفررا بخشیدم ،فهمیدم که این چند سال که با این کینه ومشکل زندگی می کردم در واقع زندگی نکرده بودم وزندگی من از وقتی که او را بخشیدم شروع شد .یک حس راحت وخوبی بعد از بخشش داشتم .شما یک وزنه ی سنگین را در دستتان بگیرید چه مدت می توانید آن را در دست بگیرید؟معلوم است که خسته می شوید ودستتان درد می گیرد به خصوص این که مدت زیادی آن وزنه را بگیرید اما اگر ان وزنه را زمین بگذارید راحت می شوید .بخشش هم همین طور است وحس های بدتان را زمین می گذارید و راحت می شوید .

همسفر لیلا :ما برای آرامش خودمان دیگران را می بخشیم چون در گیر آن مسئله نباشیم واین بخشش باید در صور پنهان از ریشه حل شود .وقتی او را می بخشیم می بینیم که آن شخص خودش می آید واز شما حلالیت می طلبد .جواب بعضی از حرف ها فقط یک نفس عمیق است بگذارید آن حرف در دلتان بماند .قدرت یک زن در بخشش است واول باید بپذیرد که مسافر بیمار است تا بتواند او را ببخشد .قدرت یک زن در بخشش بیشتر از یک مرد است اگر زن نتواند مسافر را ببخشد 

استاد: شاید یک چیز هایی در گذشته برای شما خیلی مهم بوده است . اگر اعتیاد در زندگی شما بوده فاجعه بوده وخیلی چیز ها در زندگی تان اگر کم بوده فکر می کردید که زندگی بدون آن ها امکان پذیر نیست وسخت است برای همین آرامش شما با این دیدگاه به هم می خورده است ولی حالا که کنگره می آیید این مسائل برای شما حل شده وشما از این مرحله عبور کرده اید چون پذیرش شما بالا رفته ومی دانید که اگر اعتیاد هست کنگره هم برای درمان آن هست. اگر مشکل مالی هست این روزهای سخت می گذرد وهمیشگی نیست درحالی که برای کسی که تازه متوجه شده که مصرف کننده دارد آسان نیست وآرامش او را به هم می زند.شما قبلا از حرف دیگران ناراحت می شدید وآرامش شما از بین می رفت ولی حالا می دانید که باید به نظر دیگران احترام بگذارید وهر کسی به اندازه ی سطح شعور واطلاع خودش سخن می گوید وناراحت نمی شوید وآرامش شما به هم نمی خورد. شما که نمی توانید دیگران را عوض کنید اما خودتان را می توانید عوض کنید.ما برای این که به آرامش برسیم باید زاویه دید خودمان را تغییردهیم ،وقتی زاویه دید ما عوض شود همه چیز را جور دیگری می بینیم مشکلات را به دید منفی نمی بینیم وحالمان بد شود آن ها را طوری می بینیم که برای رشد ما این مشکلات در زندگی ما آمده وقرار است راه حل درست آن را پیدا کنیم وقوی شویم دیگر ناراحت نمی شویم وبا وجود همین مشکلات آرامش داریم کسی که کنگره می آید با قبل از کنگره حالتش تغییر می کند . شاید در بیرون از کنگره به شما بگویند که چه قدر آرام وافسرده به نظر می رسی در حالی که سکوت شما نشانه ی آرامش درون است نه افسردگی، نشانه ی با تفکر بودن و دانایی شماست که به جا حرف می زنید ، نشانه ی تعادل در گفتار ورفتار شماست به قضاوت دیگران درمورد خودتان اهمیت ندهید چون با القائات منفی شان آرامش شما را به هم می زند نخواهید خودتان را به آن ها ثابت کنید وانرژی بگذارید. مردم آرامش را با آسایش اشتباه می گیرند وفکر می کنند اگر آسایش را فراهم کنند،آرامش هم می آید در حالی که برعکس است باید اول آرامش درون را فراهم کنید. آرامش یک حس درون است اما مردم آن را در بیرون جست وجو می کنند.باید اول درون خودمان را درست کنیم تا در بیرون هم با وجود مشکلات وکمبودها آرامش داشته باشیم . وسایل وامکانات دنیا برای آسایش ماست البته نه همه ی آن ها . با یاد خدا دل های ما آرام می گیرد وقتی خدا داری یک امید وتکیه گاهی داری اما او که خدا ندارد دستش به جایی بند نیست.

آرامش این نیست که هیچ مشکلی کار سختی وسروصدایی نباشد ومن آرام باشم.آرامش یعنی مشکلات وکار سخت هست اما من دلی آرام وبی دغدغه دارم. برای رسیدن به آرامش یک راه وجود دارد حرکت در صراط مستقیم وبه طرف ارزش ها وبرای این کار باید تزکیه وپالایش کنیم. یک قانون در هستی هست که می گوید:اگر می خواهی آسایش و آرامش داشته باشی نباید از کسی طلب کار باشی و نه بدهکار وهمیشه باید حسابت صفر باشد .

توبه یعنی برگشت از ضدارزش ها ، یعنی باید عملی جبران خسارت کنیم تا خدا تو را ببخشد.باید وظایف مان را درست انجام دهیم اگر حقی از خدا،از خودمان واز مردم به گردن داریم باید بدهیم وضدارزش هایمان را درست کنیم تا زمین دلمان پاکیزه شود توبه ی ما قبول شود وبه آرامش برسیم نه شب تا صبح گریه کنیم وبگوییم خدایا مرا ببخش.اگر حقی از کسی طلب دارم نترسم وبا حس خوب به او بگویم. اگر حقم را داد خوب است اما اگر نداد یا باید گذشت کنم یا ببخشم.





گذشت با بخشش فرق دارد.درگذشت ما فعلا فراموش می کنیم ولی چه در این دنیا چه در آن جهان اگر فرصت وقدرت انتقام گرفتن پیدا کنم حقم را از او پس می گیرم اما در بخشش ما فرصت وقدرت انتقام داریم اما دوست داریم اورا ببخشیم ودیگر هیچ  حس بدی به او نداریم ولی در گذشت این حس بد با ما هست تا روزی که انتقام بگیریم .انتقام ،انتقام می آورد وپیشینه دارد .شاید به حیات های قبلی ما ربط داشته باشد وبه حیات های بعدی ما هم کشیده شود وما در کنار کسانی قرار می گیریم که قرار است یا آن ها از ما انتقام بگیرند یاما از آن ها ویک خورده حسابی با آن ها داریم تا جایی که یکی از آن دو خسته شود ودانایی او بالا رفته باشد وآن یکی را ببخشد جنگ دو طرفه است یک طرفه نمی شود .بعد یا مسیر آن ها از هم جدا می شود یا با هم دوست می شوند.پس وقتی به شما می گویم مسافر را ببخشید یعنی گذشت نکنید .اگر ضربه مهلک به کسی بخورد بخشش خیلی سخت می شود اما با گذشت زمان شاید بخشش صورت گیرد .صفات مشترک ما باعث اتفاقات مشترک شده است .با بخشش ما،فشار های روحی روانی ما کم می شود فشار خون ما متعادل می شود اضطراب نداریم  ،در های جدیدی روی ما باز می شود واتفاق های جدیدی برای ما می افتد ،ما درس بخشیدن را به دیگران یاد می دهیم وراحت می شویم .در یک مسئله ای که بین دو نفر اتفاق می افتد که صد در صد حق با ما نیست پس باید هم او ما را ببخشد هم ما او را.حالا اگرمی خواهیم ببخشیم انتظار سه چیز را نباید داشته باشیم .

۱)انتظار نداشته باشیم شخص به اشتباه خودش پی ببرد واحساس پشیمانی کند شاید اصلا این طور نشودونباید شرط برای بخشش خود بگذاریم .

۲)انتظار نداشته باشیم که بخشش ما باعث آشتی دو طرف شود ،شاید اصلا این طور هم نشد اما باز ما می توانیم ببخشیم .

۳)انتظار نداشته باشیم که بخشش ما باعث شود که شخص خودش را تغییر دهد ،ما دیگران را می بخشیم تا خودمان تغییر کنیم وبه آرامش برسیم  من می بخشم چون خودم لایق آرامشم .

نویسنده :همسفر معصومه وهمسفر نرگس

دستور جلسه هفته آینده :سی دی خانواده





نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، گزلرش لژیون، آرامش،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات