درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
 

به نام قدرت مطلق الله

گزارش عملکرد لژیون همسفران گلستان معرفت در تاریخ 10/8/94

با استادی خانم نرگس و حضور گرم و صمیمی خانم مرجان و جمعی از همسفران سفر اول ودوم با دستور جلسه بخش دوم سی دی خانواده

راس ساعت 16:30اغاز به کار نمود

با ادامه ی این مطلب زیبا مهمان همسفران معرفت باشید


مشارکت همسفر خدیجه

من شبه مصرف کننده هستم . بعضی وقت ها همین دانش اندک من کار دستم میدهد

اگه اختلافی بین من و مسافرم پیش اومد، جبهه میگیرم دچار منیت میشوم

جنجال من به جهنم ختم میشود،باید حوصله داشته باشم و خواسته های مسافر را به خواسته های خودم ترجیح دهم.

محبت واقعی اختلاف فاز را حل میکند.

همسفر مرضیه

من همسفر بعد از رهایی باید در همه ی جوانب زندگی تعادل برقرار کنم،

با برنامه ریزی درست به طوری که وقت کم نیاورم هم یه مادر خوبی باشم و هم، همسر خوب

در این صورت ارامش دارم.

 

در ادامه استاد عزیز فرمودند:

شاید یک پدر مصرف کننده ، از لحاظ جسمی و مادی درکناربچه هایش      باشد

و نیازمادی بچه هایش را تامین کند ،ولی مثل یک پدر معمولی رفتار نمی کند چون کالبدش یخ زده است

و همسرش هم در کنارش یخ می زند.بچه ای هم که در این زندگی به وجود می آید مثل بچه معمولی رفتار نمی کند در حالی که از لحاظ جسمی سالم است.

هرآسیبی که به ما وارد می شود یک صور آشکار دارد ویک صور پنهان که متاسفانه آسیبی که در صور پنهان به ما وارد می شود چند برابر بیشتر است .


بچه مثل گیاهه میماند،که به محبت احتیاج دارد

ولی به جای   افتاب ، مهتاب میبیند

حالا پدر و مادر آمده اند کنگره در مان شوند بچه  هم تا حالا محرومیت کشیده دیگر که نباید محرومیت بکشد .ما باید بتوانیم تمام جوانب زندگیمان را حفظ کنیم و تعادل را برقرار کنیم اگر فقط تمام وقتمان را صرف کنگره کنیم اشتباه است یا تمام وقتمان را صرف خانواده کنیم هم باز اشتباه است 

اقای امین میفرمایند

یک لبخند پدر و مادر خیلی بیشتر خستگی را از تن من در میکند محبت در کنار خانواده مثل موشکی است که به هوا پرتاب میکنیم

اگر در کنار دوستانم گفتم و خنیدم مثل کاغذ باطله ای هست که زود اتش میگیرد و خاموش میشود

.محبت نابی که ما از خانواده می گیریم هیچ کجا نمی توانیم بگیریم .اگر گرفتاری برای ما به وجود بیاید اطرافیان عملا برای ما کاری نمی کنند واین خانواده است که پشت ما می ایستد وبه ما کمک می کند .سه دسته از افراد در جامعه محرومیت شدیدی می کشند که البته خودشان در آن نقشی ندارند واین به تقدیر آن ها ربط دارد 

سه دسته افراد در تقدیرشان این بوده که همیشه محروم بمانند

1-بچه های پرورشگاهی

2-بچه هی یتیم که پدر یا مادرشون را از دست میدهند

3- خانواده دارن ولی بد والد هستند یا پدر یا مادر مصرف کننده دارند.

یا جهان بینی والدین پایین است و باعث غم واندوه برای بچه هامیشوند


این افراد محرومیت شدیدی می کشند که در آن ها غم بزرگی ایجاد می کند ولی به معنی پایان زندگی نیست .اگر بتوانند نقطه تحمل خود را بالا ببرند می توانند مثل آن درخت خرمایی بشوند که آقای امین می گویند وگر نه مثل آن خار بیابان می شوند .بعضی ها هستند که خودشان در اثر مسیر های اشتباهی که انتخاب کرده اند خودشان را از نعمت خانواده محروم می کنند در حالی که خانواده های خوبی هم دارند مثلا عضوگروه های خاصی مثل سیاسی ،شیطان پرستی ،مواد مخدر وخلاف میشوند یا حتی خانواده با ازدواج آن ها با شخص خاصی مخالف است وآن ها از ریشه خود به خاطر آن شخص جدا می شوند .در نتیجه یتیم به دنیا نیامده اند اما یتیم زندگی می کنند واگر مسیر اشتباه را بر نگردند یتیم هم می میرند .

کسانی هم که در این شرایط قرار دارند یا میتوانند به اوج برسند یا به قعریعنی یا افسرده و گوشه گیر میشوند 


دو دسته خانواده ورشکسته داریم

1-ظاهر و باطن یکی هست پیداست که اینها هم

 حس و هماهنگ نیستند

دور یک سفره مینشینند همدیگر را حمایت میکنندساعت هایی که در کنار هم هستند بیشتر زجر میکشند

2- خانواده ای که پیدا نیست با هم مشکل دارند ظاهرا با هم دور یک سفره مینشینند

ولی اگر یک نفر ان ها دچار مشکل شد پشت همدیگر را خالی میکنندو مشکل زیادی برایش ایجاد میکنند

لژیون اختلاف فاز را کم میکند همسفر و مسافر حرف هم را نمیفهمیدند به ما گفتند شما زبان هاتون یکی نیست

اگر خانواده برای شخص مهم باشد وخانواده هم به فرزندانشان شخصیت دهند این جامعه تعادل دارد ودر همه ی زمینه ها رشد وپیشرفت میکند. اگر خانواده های یک جامعه از هم پاشیده شود هر چقدر هم که آن جامعه پیشرفته باشد محکوم به نابودیست چون افراد از ریشه خود جدا شده اند 

 .دراین خانواده ها اختلاف فاز وجود دارد که باید کم بشود .در کنگره این اتفاق می افتد ودر لژیون ها مسافر وهمسفر زبانشان یکی می شود.

در اعتیاد شخص وارد جهان دیگری به صورت تک نفره با موادش محصور می شود که ارتباطش با اطرافش کاملا قطع می شود در حالی که جسما در کنار ما زندگی می کند .همسفر وقتی نمی تواند با او ارتباط بر قرار کند به جای او جایگزین انتخاب می کند وحساسیت خود را نسبت به او پایین می آورد وبعضی حس هایش را می بندد تا بتواند در کنار او زندگی کند واین طوری بیشتر از این آسیب روحی نبیند ولی حساسیت او نسبت به بقیه بالا می رود و فوق العاده حساس وزود رنج می شود.وقتی که مسافر درمان می شود حالش خوب می شود اما می بیند که اعضای خانواده معمولی نیستند وبه او بی توجهی می کنند ولی یادش نمی آید که خودش این تخریب ها را برای آن ها به وجود آورده است.

وقتی مسافر رها می شود به نقطه صفر رسیده وباید چند سال زحمت بکشد انرژی بگذارد تا بتواند این تخریب ها را درست کند.همسفر بعد ازرهایی خوش حال است اما یک وقت هایی ممکن است انتقام ظریفانه ای بگیرد نباید این کار را بکند چون یک اختلاف فاز جدیدی به وجود می اورد .

بعد از رهایی مسافر از مواد ش رها شده اما از بعضی از خصلت های بدش که رها نشده وهنوز گاهی وقت ها می شود که تحت نیروهای شیطانی قرار می گیرد 

و شیطان در جلدش می رود بی خودی شری به په می کند وشما نباید برای او آن موقع استاد شوید واو را سرزنش ونصیحت کنید واشکال اورا به او بگویید . وسط ارتکاب جرم که نمی شود کسی را هدایت کرد.


اگر بتونی مسافرت را در ان لحظه درک کنی و بدونی در جهنمی است که مثل یه اتشفشان فوران کرده اگه اون

موقع اونا بغل کردی وآرامش خودت را حفظ کردی وخودت را کنترل کردی  سکوت کردی که اوضاع بدتر نشودکار مهمی کردی تا اختلاف فاز ها کم شود.

در این موقع به گفته ی اقای امین یا محبت به تو میرسد یا زهر

تجربه ی سفر دومی ها

همسفر اشرف و امنه و فاطمه و لیلی وفرزانه و مریم مشارکت کردند که همه این مطلب را رساند که

اگر در سفر دوم به مسافرم محبت نکنم

یکی دیگر به ان محبت میکنه

باید همیشه بگویی من لایق بهترین ها هستم باید بلند شوم خودم را جمع و جور کنم سر حال پر انرژی ارتقائ پیدا کنم

تغییر کنم تا همه بفهمند کنگره به درد من خورده و من با امزش هایی که میگیرم مثل درخت پربار و سر به زیر هستم

ما باید پا به پای مسافرمون جوان شویم اگر قیافه های سیاه و کدر داریم برای این هست که باخودمون بلا تکلیف هستیم

در پایان خانم مرجان به سفر دومی ها تاکید کردند که در امتحان شرکت کنند و جدی مطالعه دکنند

ما میاییم که ا ستفاده کنیم و اجرا کنیم تا کمکئ کنیم به کسانی که نیاز دارند.

و در ادامه گفتند ما باد مقید باشیم در مقابل هر چیزی که مرزبان ها گفتند

ما در کنگره ادم بیکار نداریم باید مشغول خدمت باشیم همیشه نباید مصرف کننده باشیم.

حواسمون به کلاممون که به کار میبریم باشه روی زبان و گفتار خودتون کار کنید

تنها سلاح ما سلاح محبت است

جلسه با دعای خانم مرجان پایان یافت.

دستور جلسه ی هفته ی اینده : وادی تفکر

تکلیف:گوش دادن سیدی ندانی را بدانی ،شمشیر در سنگ و فوضولی و اسایش


نویسنده :همسفرلیلی وهمسفر نرگس 





نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای اعتیاد، مهندس دژاکام، جهان بینی،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات