درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
پنجشنبه 26 آذر 1394 :: نویسنده : همسفر معصومه        

به نام خدا وند مهربان

این جلسه سیزدهمین جلسه لژیون با استادی خانم نرگس ودبیری خانم دلبر با دستور جلسه جهان بینی ۱ (قسمت اول ) در تاریخ ۹۴/۹/۲۲ راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

ابتدا اعضای لژیون مشارکت کردند که این چنین بود.

همسفر میترا: جهان بینی یعنی شناخت کلی از هستی ، جهان درون وبیرون. اینکه ما چه طور دریافت ، برداشت ،ادراک و احساس می کنیم ، سه سفر کنگره را توضیح دادند ومثلث درمان است ، فقط برای مسافر نیست ، برای همسفر هم هست که مثلث جهان بینی ، جسم وروان است که باید هر سه ضلع درمان شود.

دروازه ی ورود به خداشناسی ، خود شناسی است و با آموزش های کنگره ، دانش جهان بینی ما بالا می رود. روح با بدی ها آلوده نمی شود ، بلکه این نفس است که آلوده می شود و هرچه نفس را از این آلودگی ها پاک کنیم به خداشناسی می رسیم وبرای آن زمان پایانی ندارد.



همسفر نجمه : سفر یک حرکت از طرف مبدأ معلوم به طرف مقصد معلوم است که هم مبدأ و هم مقصد مهم است و خیلی وقت ها ما نمی دانیم مبدأ کجاست وفکر می کنیم که می دانیم. به همین دلیل مشکلات را نمی توانیم حل کنیم. آقای مهندس صورت مسئله ی اعتیاد را پیدا کردند که همان مبدأ بود و این طوری بود که توانستند اعتیاد را درمان کنند.شاید همه ی انسان ها مایل نباشند که جهان بینی خود را بالا ببرند چون این یک مسئله ی شخصی است. در جهان بینی ما با یک مبدأ ، مقصد ومسیر حرکت سروکار داریم که مسیر حرکت همان صراط مستقیم است. انسان از دو بخش تشکیل شده است که عبارتند از: صور آشکار وصورپنهان یا جسم وروان.که البته صورپنهان قابل رویت نیست.

همسفر دلبر: چرا درک و مفاهیم بعضی از انسان ها از جهان بینی سخت است ونمی توانند مسائلی را که در جهان بینی مطرح شده در زندگی به کار ببرند؟ این مربوط به عوامل بازدارنده است که بستگی به جایگاه انسان ها وتوانایی ودانایی آن ها دارد که باعث تخریب آن ها می شود.اول بازدارنده وتخریب کننده است ودر ادامه به عنوان نیروی مکمل تبدیل می شوند.هرچه انسان قوی تر باشد آن عامل بازدارنده هم باید خیلی قوی تر باشد تا روی آن اثر بگذارد. مثلا نیروی باد برای ماشین یک نیروی تخریب کننده در سرعت بالاست ولی برای ساختار هواپیما ، آن اثر مکمل دارد که می تواند برای آن خوب باشد. حالا برای انسان ها هم همین طور است.یک نیروی بازدارنده برای یک انسان اثر مخرب دارد وبرای یک انسان دیگر اثر نیروی مکمل دارد.

همسفر مریم : اگر ما سر مرحله ی نفس را بشناسیم، می توانیم نفس خود را درست کنیم. نفس اماره به ما امر می کندکه عمل های ضدارزش انجام دهیم وخوشحال هستیم وپشیمان نیستیم ولی در مرحله ی نفس لوامه ، خودمان را سرزنش می کنیم که چرا عمل ضدارزش را انجام دادیم و وجدان انسان بیدار می شود وتشخیص آن بالاتر می رود. سومین مرحله ی نفس ، نفس مطمئنه است که اگر انسانی به این مرحله برسد ، خیلی سخت است و انسان مطمئن ومحکمی است که به ضدارزش ها «نه» می گوید، درحالی که می تواند انجام دهدولی عقل تشخیص می دهد که دیگر آن عمل نباید انجام شود.

همسفر زهرا : مسئله ی درک وجود خدا یک مفهوم ادراکی واحساسی است که شخص خودش باید این را تجربه کند ونمی شود برای کسی توضیح بدهی وهرچه توضیح بدهی کسی متوجه نمی شود و نفس را ما از روی خواسته هایش می توانیم بشناسیم ولی برای رسیدن به خواسته ها باید عقل حکم را صادر کندکه خواسته ها اجرا شوند.

استاد :جهان بینی ما با هم فرق دارد .هر کدام از ما یک برداشتی از علم کنگره داریم .ما در هر موقعیتی آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم ،ان چیزی را که بخواهیم بشنویم ،میشنویم ودرک می کنیم .برای همین خیلی از صحبت هایی که در لژیون می شود را نمی شنویم .چون فکر می کنیم که به درد ما نمی خورد وفقط آن هایی را که فکر می کنیم برایمان خوب است را خوب گوش می کنیم .چیزی را که می خواهیم یاد می گیریم .

کسی که متکی به آموزش لژیون نیست ومی رود به دنبال علم بیشتر وسی دی های بیشتری را گوش می کند ،جهان بینی اش رشد می کند مانند بچه ی کلاس اولی که وقتی الفبا را می آموزد خودش به دنبال کتاب داستان ومجله می رود .

جسم ،روان وجهان بینی چه در مسافر وچه در همسفر هر سه باید باهم درمان شود وبه تعادل برسد .اگر یکی از این سه ضلع درمان رشد نکند شخص از اعتیاد رها نشده ودرمان صورت نگرفته .مسافر اول جسمش بیمار شده اما ما برعکس است یعنی اول جهان بینی مان خراب شده بعد روان وبعد جسممان .جسم وروان به هم مربوط وروی هم تاثیر گذارند .برای طی کردن سفر دوم در کنگره ،به علم جهان بینی نیاز داریم وبدون آن نمی شود .برای سفر هم مبدا هم مقصد مهم است .گاهی فکر می کنیم که مبدا را می دانیم اما نمی دانیم .مبدا همان صورت مسئله است .مسیر حرکت هم مهم است .همیشه ببینیم مسیر حرکتمان صراط مستقیم هست یا نه ؟چون راه های زیادی وجود دارد که شاید هم به مقصد برسیم اما وقت وانرژی زیادی از ما می گیردوراه طولانی می شود در حالی که بهترین راه ،صراط مستقیم است .این که با چه وسیله ای هم بخواهیم سفر کنیم هم مهم است.برای سفر کنگره همسفر باید به وسیله ی عقل جلو برود .یک جایی می بیند که عقل کم می آورد به وسیله ی عشق ومحبت ادامه ی سفر می دهد .

جهان بینی باعث شناخت خودمان ونیرو هایی که با آن سروکار داریم ،می شود .یک نیروهایی در صور آشکار داریم مثل راه رفتن ،زور بازو ،دیدن و... اما منبع عظیمی از نیروهای ما در صور پنهان است که ما از آن ها خبر نداریم .با جهان بینی آن نیروهاراپیدا می کنیم خدا این نیروها را به ما داده که در جهت مثبت وبرای کارهای خاصی از آن ها استفاده کنیم واگر در جهت منفی از آن ها استفاده شود کفران نعمت است وازما گرفته می شود .همان طور که صور آشکار از اجزای مختلف تشکیل شده وهر کدام یک کاری می کنند ،صور پنهان هم از اجزای مختلفی چون روح ،نفس ،حس ،عقل ،کالبد های هفت گانه ،ذهن وارشیو تشکیل شده وکارشان هم با هم فرق دارد .آقای امین برای ما مدل هایی ارائه می دهند تا ما به راحتی تصویر سازی ذهنی داشته باشیم وبتوانیم صور پنهان انسان را بهتر بشناسیم .چون مصالح جهان بینی ،صور پنهان است ،علم جهان بینی شباهت زیادی به علم شیمی دارد در علم شیمی هم برای اتم ها ومولکول ها که قابل رویت نیست مدل ارائه می دهند درجهان بینی هم چون صور پنهان قابل دیدن نیست مدل می دهند.

هر کسی بنای جهان بینی خودش را برمبنای خواست وعلاقه ی خودش می سازد .همانطور که در صور آشکار سلیقه ها وخواسته ها برای خانه ،لباس و...فرق دارد ،جهان بینی افراد در کنگره هم فرق دارد .یکی به محض درمان شدن دیگر نمی آید ،یکی برای آموزش تنها بعد از رهایی می آید،یکی هم آموزش می گیرد وهم خدمت می کندوجایگاه های بالا را می خواهد وطالب تزکیه وپالایش بیشتر است .مدل نفس ،شهر وجودی است که این شهر هم ساکنین خوب دارد با خواسته های معقول وهم ساکنین بد دارد با خواسته های نا معقول .مثلا اگر ذرات نفس من اکثرا خواسته ی حسادت داشته باشند همه می گویند من حسودم ،یعنی شهر وجودی من ساکنین حسود دارد پس وضعیت شهر وجودی مابه خصوصیات ذرات نفس ما بستگی دارد .اولین وپایین ترین  مرحله ی نفس در انسان نفس اماره است که بالاترین مرحله ی نفس در حیوانات است .انسان در مرحله ی نفس اماره اش فقط به خواسته های نا معقولش می پردازد وخوش حال است و وجدان ندارد ومی تواند ازحیوان هم پست تر باشد اما حیوان دربالاترین  مرحله ی نفس خودش به تعادل در هستی کمک می کند .در مرحله ی نفس لوامه شخص بهتر می تواند تشخیص خوب وبد را بدهد اما طیف دارد .انسان می تواند درپایین ترین مرحله ی نفس لوامه باشد می تواند در بالاترین مرحله باشد که در واقع دارد به نفس مطمئنه نزدیک می شود .

در مرحله ی نفس مطمئنه شخص تشخیص قوی تری دارد وبا اطمینان فقط خواسته های معقولش را انتخاب می کند وتزکیه وپالایش بسیار می خواهد تا انسا ن به این مرحله ی ارزشمند برسد برای همین است که ما نمی توانیم بگوییم که همه ی انسان ها خوب هستند یا بد .چون نفس آن ها در مقوله های مختلف در یکی از این سه مرحله قرار دارد .وقتی انسان در خواب ،بیداری ،در تنهایی ،درجمع ،در ظاهر وباطن آن خواسته ی نا معقول راانجام ندهد می توانیم بگوییم که در آن ضد ارزش به نفس مطمئنه رسیده است .

ذرات نفس ما پخش است وما نمی توانیم همه ی ذرات نفس را در مدت زمان کمی درست کنیم .گاهی فکر می کنیم که یک ضدارزشی را درست کردیم اما یک اتفاقی می افتد ومی بینیم که هنوز آن نا خالصی را داردیم . خدا یک نیرویی است که ما در مراحل مختلف زندگی وجود آن را حس می کنیم اما با این حال به وجود او گاهی اوقات شک می کنیم ومی گوییم اگر خدا وجود دارد چرا به من در حل مشکلاتم کمک نمی کند؟ وگاهی هم می گوییم اصلا خدایی وجود ندارد وکافر می شویم اما انسان از کفر به ایمان می رسد واین مسائل را در فراز ونشیب های زندگی تجربه می کنیم .بعضی چیز ها را ما باید خودمان تجربه کنیم راهنما همه چیز را نمی تواند آموزش دهد فقط چیزی را می تواند آموزش دهد که خواسته اش در رهجو باشد وبه وجود آوردن خواسته به عهده ی شاگرد است. خواسته مثل دانه هست که باید کاشته شود. آن چیزی که منشأ حرکت است ،نفس است وآن چیزی که باعث حرکت می شود حس است .ذرات نفس همه می خواهند به خواسته هایشان برسند ودر تلاش اند وگاهی راه های درست را برای رسیدن به خواسته انتخاب می کنند وگاهی راه های ناشایست را.

برای عقل مدل قلعه ی عقل گفته شده است عقل یک فرمانروای بزرگ وعادل است که دانایی اش محدود است وهمه چیز را نمی داند اما دانایی خودش را افزایش می دهد پس ما عقل جزءی داریم گاهی وقت ها که در انجام یک کاری می مانیم عقل هنوز دارد آنالیز می کند وهنوز فرمانی صادر نکرده است برای این که خواسته ها اجرا شود باید عقل حکم صادر کند اگر حکم اشتباه صادر کند به ضرر خودش وشهر وجودی می شود او نشان از خدا دارد که مواظب شهر وجودی باشد .ذرات نفس اماره اطلاعات ناقص ووارونه به عقل می رسانند واو را تحت فشار قرار می دهد که حکم اشتباه صادر کند وقتی عقل حکم اشتباه بدهد اعتماد به نفس فرد از بین می رود یعنی نفس دیگر عقل را به عنوان فرمانروا قبول ندارد.

نویسنده : همسفر نرگس و همسفر معصومه

ارسال تصاویر : همسفر نرگس

عکاس : همسفر مریم

دستور جلسه ی هفته ی آینده : ادامه ی جهان بینی 

  





نوع مطلب : گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، راهنمای اعتیاد،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic