درباره وبلاگ

سلام به دوستان محبت.این وبلاگ به منظور كمك به همسفران مسافرانى تهیه وتنظیم گردیده كه فكر مى كنند اعتیاد درمان ندارد وباید تا اخر عمر بار سنگین ان را به دوش بكشند.اعتیاد اخر خط زندگى نیست اما كنگره ٦٠اخر خط اعتیاد براى كسانى است كه مى خواهند درمان شوندو تنها مكانیست كه مى توان از ان رهایى پیدا كرد.امیدوارم این وبلاگ در گسترش كنگره٦٠ نقشى هرچند كوچك داشته باشد.متشكرم.
مدیر وبلاگ : همسفرنرگس ریشی ها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گلستان معرفت
وبلاگ همسفر نرگس-كنگره٦٠
یکشنبه 25 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام خدا

وقتی که راه نمی روی 


نمی دوی 


زمین هم نمی خوری 


این"زمین نخوردن" محصول سکون است نه مهارت! 


وقتی که تصمیمی نمی گیری 


کاری نمی کنی 


اشتباه هم نمی کنی 


این "اشتباه نکردن" محصول انفعال است نه انتخاب! 


خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را بر خود ببندی 

 و فقط پرهیز کنی، 


خوب بودن در انتخابهای صحیح ماست که معنا پیدا می کند…  

 

به یاد داشته باش، هیچ ثروتی در دنیا … 


بهتر از " آرامش ذهنی " نیست. 

 منبع:وبلاگ حرف هایی برای گفتن





نوع مطلب : برداشت ها، مطالب آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام قدرت مطلق الله

این جلسه ،جلسه ی چهارم از دور دوم لژیون بااستادی خانم نرگس ودبیری خانم مهسا با دستور جلسه ی سی دی رشد کودک در تاریخ ۹۴/۱۱/۱۱ روز یکشنبه ،راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

در ابتدا امتحان از جهان بینی دو وسی دی خواسته درون گرفته شد وبعد خانم مهری وخانم مریم که تازه رها شده بودند حس بعد از رهایی خودشان را بیان کردند .خانم مهری:وقتی در کنار اقای مهندس قرار می گیریم استرس ما برطرف می شود واحساس می کنید پدرتان هستند وایشان خیلی خونگرم هستند .من خیلی خوش حالم که مسافرم رها شد واز یک نگرانی بزرگ رها شدم .هوا خیلی سرد بود ولی گرمای این سفر ان را جبران کرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راهنمای درمان اعتیاد، گزارش لژیون،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام خدای مهربان

داستان جالب:روز قسمت

روز قسمت

روز قسمت بود. خدا هستی را قسمت می کرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هر چه که باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.

و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز. یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.

در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت : ....

 من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ‚ نه آسمان ونه دریا. تنها کمی از خودت‚ تنها کمی از خودت را به من بده.

و خدا کمی نور به او داد.

 نام او کرم شب تاب شد.

 خدا گفت : آن که نوری با خود دارد‚ بزرگ است‚ حتی اگربه قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی.

و رو به دیگران گفت : کاش می دانستید که این کرم کوچک ‚ بهترین را خواست. زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.

 هزاران سال است که او می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
داستانک نیک صالحی





نوع مطلب : داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 بهمن 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام خدایی که عاشقی اش دل می خواهد نه دلیل

روز چهار شنبه در تاریخ ۹۴/۱۱/۷دو تن از اعضای لژیون خانم نرگس شعبه ی امین گلی به رهایی  رسیدند
(خانم مر یم وخانم مهری عزیز )











ادامه مطلب


نوع مطلب : رهایی های لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام خدای مهربان 
خانم آمنه ی عزیز 
تلاش شما در مدت کوتاهی که داشتید ،نتیجه داد .قبولی شما در آزمون کمک راهنمایی را به شما تبریک می گوییم .شما نشان دادید که خواستن توانستن است . همه ی کسانی که روزی ما را به خاطر تخریب هایی که داشتیم به هیچ می انگاشتند در تحیر و ناباوری بمانند وقدرت بی انتهای انسان را نظاره کنند .خدمت کمک راهنمایی نصیب و روزی هر کسی نمی شود و خدا می داند که نصیب چه کسی شود بهتر است .
برای شما پیروزی روز افزون از خدای متعال در این امر مهم ودر زندگیتان خواستاریم .
از طرف اعضای لژیون خانم نرگس




نوع مطلب : مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 26 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام خدای بی همتا

داستانهای پادشاهان پیشگوی پادشاه حکایت پیشگویی برای پادشاه dastan padeshah nhsjhk \hnahi


داستان زیبا و آموزنده پیشگویی برای پادشاه نادان

روزی پیش گوی پادشاهی به او گفت که در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد افتاد.  پادشاه از شنیدن این پیش گویی خوشحال شد. چرا که می توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند. پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکم ترین قلعه را برایش بسازند.

معماران بی درنگ بی آن که هیچ سهل انگاری و معطلی نشان بدهند، دست به کار شدند. آنها از مکان های مختلف سنگ های محکم و بزرگ را به آنجا منتقل کردند و روز و شب به ساختن قلعه پرداختند. سرانجام یک روز پیش از روز مقرر قلعه آماده شد. پادشاه از قلعه راضی شد و با خوش قولی و شرافتمندانه به همه معماران جایزه داد. سپس ورزیده ترین پاسداران خود را در اطراف قلعه گماشت.




ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام خدای مهربان


بهلول و آب انگور

حکایت آموزنده: بهلول و آب انگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....

بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم.

 آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد! مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!


لعنت بر شیطان

داستان کوتاه:لعنت بر شیطان

گفتم: «لعنت بر شیطان»!
لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد:

«نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنتنکن!»
گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟»
در حالیکه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان...





نوع مطلب : جهان بینی، داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام خدا


داستان آموزنده:عصر یخبندان

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.

 خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند ...

 ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند ولی با این وضع از سرما یخ زده می مردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند: یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین محو گردد...

 دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.

 آموختند که با زخم های کوچکی که از همزیستی بسیار نزدیک با کسی بوجود می آید کنار بیایند

 و زندگی کنند چون گرمای وجود آنها مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند .

  بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید...





نوع مطلب : جهان بینی، داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 دی 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       
به نام قدرت مطلق الله

 به این فكر می‌كردم كه چرا ما خود را در میان چهاردیواری قالب‌هایی از تعلقات، اسیر كرده‌ایم و دیوارهای این قالب‌ها را آن‌قدر بلند ساخته‌ایم كه گریز از آن دشوار است؟ اگر هم دریچه‌ای باز شود باز خود را در قالبی دیگر با دیواری بلندتر می‌اندازیم. همه ما وقتی در ظواهر عمیق می‌شویم در واقع به دیواركشی در دور و بر آن می‌پردازیم، مات و مبهوت، چسبیده به زمین، آرزومند ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، برداشت ها، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، بهترین راه، جهان بینی،
لینک های مرتبط :
به نام خد ا
نتیجه تصویری برای تصاویر زیبا و آموزنده

انگیزه بسیاری از رفتارهای ما شاد شدن است

  نصایح خردمندان جامعه ما و نوشته‌ها و گفته‌های تجربی بسیاری، حاکی برای آن است که همه می‌توانند با  توجه کردن و عمل نمودن به هر یک از موارد زیر شادی خود را افزایش دهند:


سالم  ماندن و از سلامتی خود مواظبت کردن.
امنیت داشتن در خانه، محل زندگی، محل کار و جامعه.
معنی‌دار کردن زندگی با داشتن آرزو و دنبال کردن هدفی ارزشمند و دست یافتنی.




ادامه مطلب


نوع مطلب : برداشت ها، مطالب آموزنده، جهان بینی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 آذر 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام قدرت مطلق الله
نتیجه تصویری برای تصاویر زیبا از شب یلدا

 بالا رفتن سن حتمی است ...

اما اینکه روح تو پیر شود،
بستگی به خودت دارد ...!
زندگی ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ...
ﻫﺮ ﻓﺼﻠﺶ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﻮﺍﻥ:
ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﮐﺎﺷﺖ ﺑﺎ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﺮﻗﺺ،
ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﭽﺮﺥ،
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ...
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻨﺸﯿﻦ،
ﺑﺎ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺮﺳﯽ ﺑﻨﺸﯿﻦ
حافظ ﺑﺨﻮﺍﻥ ...
ﻭ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ ...
ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ﻣﺒﺎﺩﺍ ... مبادا ...
زندگی ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ

درشب یلدا بلند ترین شب زمستان سال ۱۳۹۴خوش باشید




نوع مطلب : مطالب آموزنده، جهان بینی، مناسبت ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 آذر 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

داستان جالب:نشانه عشق

دل آدم ...چه گرم می شود گاهی ساده... به یک دلخوشی کوچک...

 

به یک احوالپرسی ساده...
به یک دلداری کوتاه ...
به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، برداشت ها، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 آذر 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

خدایا !
آدم های خوب سر راهم بگذار …
حس بسیار خوبیست هنگامی كه در لحظه هجوم غم یا نا امیدی یا پریشانی
بی هوا كسی سر راه آدم سبز بشود
كلامش،
نگاهش ،
حتی نوشته اش
آرامش و شادی و امید بپاشد به زندگیت
فقط از دست خود خدا بر می آمده كه آن آدم را
برای آن لحظه خاص سر راه زندگی ما بگذارد….

 

مطالب خواندنی, متن درباره زندگی

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب آموزنده، دل نوشته، 
برچسب ها : کنگره ۶۰، راه درمان اعتیاد، مطالب اموزنده،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 آذر 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

حکایت جالب: آن درخت

حکایت آن درخت

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت:

«دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی»





نوع مطلب : جهان بینی، داستان های اموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : همسفرنرگس ریشی ها       

به نام قدرت مطلق الله

این جلسه یازدهمین جلسه لژیون با استادی خانم نرگس ودبیری خانم دلبربا دستور جلسه ابر های تیره در تاریخ ۹۴/۹/۸ راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد .

 استاد چنین گفت:

ابر های تیره منظور مشکلات وسختی های  زندگی است .وقتی ابر های تیره می آیند ممکن است چندین مشکل دیگر هم با آن بیاید مثل طوفان ،تگرگ،باران شدید.اما بالاخره ابر های تیره کنار می روند وابر های روشن وآفتاب هم می آید.همه چیز در گذر است وهیچ چیز پایدار  نیست .اگر شب است همیشه شب نمی ماند واگر روزهم هست همیشه... 


ادامه مطلب


نوع مطلب : جهان بینی، گزارش لژیون، 
برچسب ها : کنگره۶۰، درامن اعتیاد، بهترین راه، سی دی آموزشی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات